فى مَنزِلَتِكُم تعلمون ، و لا مَنْ عَمِلَ فيها تُعينون ، و بالأدّهانِ و المُصَانَعَةِ عند الظَلَمَةِ تأمنون ، كُلّ ذلك ممّا أمركم اللَّهُ بهِ من النّهى و التّناهى و أنتم عنه غافلونَ ، و أنتُم أعظم النّاس مُصيبَةً » ؛
تا آنجا كه مىفرمايد : « أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ ما كانَ مِنّا تَنافُسًا فى سُلْطان وَ لَا الِتماسًا مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَ لكِنْ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دينِكَ وَ نُظْهِرَ الْاصْلاحَ فى بِلادِكَ وَ يَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِكَ وَ يُعْمَلَ بِفَرائِضِكَ وَ سُنَنِكَ وَ أَحْكامِكَ ، فإنّ لَم تَنْصُرونا و تنصفونا قوى الظّلمة عليكم ، و عَمِلَوا فى إطفاءِ نُورِ نَبيكُم ، و حسبُنا اللَّهُ و عليه توكّلنا و إليه أنَبْنَا و إليه المَصيرُ » « 1 » ؛
« اى مردم ! از آنچه خداوند اولياى خود را با نكوهش از عالمان يهود پند داده است ، عبرت بگيريد . آنجا كه مىفرمايد : « چرا خداگرايان و عالمان دينى مردمان را از گفتار گناهآلودشان باز نمىدارند ؟ » و آنجا كه فرموده است : « آن كسانى از بنىاسراييل كه كفر ورزيدند ، از رحمت خدا دور شدند » ؛ تا آنجا كه فرموده است : « چه بد است آنچه مىكردند » ؛ و خداوند آنان را بدين سبب نكوهش كرده است كه آنها كارهاى زشت و تباهگرى ستمگرانى را كه ميان ايشان بودند مىديدند ولى آن ستمگران را از آنچه مىكردند باز نمىداشتند ! به طمع اين كه از جانب آنان به نوا و بهرهاى برسند و يا مىترسيدند كه از آنان گزندى ببينند ، با اين كه خداوند مىفرمايد : « از مردمان نترسيد و از من بترسيد » ! و مىفرمايد : « مردان و زنان با ايمان ، دوستان يكديگرند ، كه امر به معروف و نهى از منكر مىكنند » ؛ و خداوند بدين سبب سخن خود را با امر به
هامش
( 1 ) . تحف العقول ، ص 237 .