تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امر به معروف و نهى از منكر (فارسى) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
فِيهِ وَكَانُواْ مُجْرِمِينَ * وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ ؛ « پس چرا در امم گذشته مردمى با عقل و ايمان وجود نداشت كه ( خلق را ) از فساد و اعمال زشت نهى كنند مگر عده‌ى قليلى كه نجاتشان داديم ، و ستمكاران از پى تعيّش به نعمت‌هاى دنيوى رفتند و مردمى فاسق بدكار بودند . و خدا بر آن نيست كه هيچ قومى و هيچ اهل ديارى را در صورتى كه آنها مصلح و نيكوكار باشند به ظلم هلاك كند » « 1 » . تقريب : اين آيه ، ذيل آياتى قرار دارد كه از داستان‌هاى گذشتگان و سنّت خداوند درباره آنان - هلاك در دنيا و گرفتارى به آتش آخرت - سخن مىگويد ، و نهى از فريب‌كارى در دين و گرايش به سوى ظالمان را نيز دربرمىگيرد و بيانگر آن است كه در غير اين حالت ، فرد به عذاب آتش گرفتار مىشود . « لَوْلَا » به معنى « هلّا كان » و « الّا كان » بوده كه معناى نفى دارد ؛ بنابراين ، تقدير آيه چنين است : ملل و اقوامى كه قبل از شما مىزيستند ، از فساد در زمين نهى نكردند با اين كه واجب بود گروهى از ايشان اين فريضه را بر پا دارند تا بدين طريق ميانشان اصلاح و امّتشان از استيصال حفظ گردد ؛ و اين ( نبودنِ قومى براى امر به معروف ) علّت هلاك ايشان - جز عدّه‌ى كمى از آنان يعنى ناهيان از منكر - بوده است ، و سايرين كه اكثريت را تشكيل مىدادند ، به دنبال لذايذ دنيا كه ناز و نعمتى در آن بود ، رفتند ؛ در حالى كه ايشان گناهكار بودند .
هامش
( 1 ) . هود ( 11 ) : 116 و 117 .
امر به معروف و نهى از منكر (فارسى) — صفحة 37 | السيد محمد صادق الروحاني