همين دليل ، عدّهاى كار عدّهاى ديگر را برعهده مىگيرند و يكديگر را امر به معروف و نهى از منكر مىنمايند . دلالت اين آيه بر وجوب اين فريضه از چند جهت قابل بررسى است :
اوّل : ذكر اين دو ويژگى به عنوان نشانههاى فرد مؤمن است ؛ و لازمهاش اين است كه تارك اين دو كار ، مؤمن نيست .
دوم : ظهور « يَأْمُرُونَ . . . » تا آخر آيه بر وجوب ؛ به اين بيان كه در جاى خود ثابت شده است جملهى خبرى ظهور در وجوب دارد ، بلكه وجوبِ در آن از وجوب در جملهى امرى اظهر است .
سوم : امر با ولايت عدّهاى از افراد جامعه بر سايرين بر اين دو كار مترتّب شده است و وحدت اجتماعى چنين اقتضا مىكند .
چهارم : مفهوم دستيابى قوم مذكور به رحمت الاهى اين است كه تارك امر به معروف و نهى از منكر مشمول اين رحمت نيست ؛ تدبّر كنيد .
8 ) التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ الْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ؛ « اينان همان از گناه پشيمانان ، خداپرستان ، حمد و شكر نعمتگزاران ، روزهداران ، نماز با خضوع گزاران ، امر به معروف و نهى از منكركنندگان ، و نگهبانان حدود الهىاند ، و مؤمنان را بشارت ده » « 1 » .
در آيات پيشين اين آيه ، خداوند به مؤمنانى كه در راه خدا با اموال و جانهايشان جهاد كنند ، وعده بهشت داده ، و در اين آيه به
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) : 112 .