مطلب صاحب جواهر « 1 » دربارهى منع اين كه خطاب به عامّهى مردم باشد ، غيرتام است .
بله ؛ آنچه دربارهى ظهور آن در جواز بدون وجوب گفته ، متين است . با اينحال ، در قتل - بهخاطر علم به اهتمام شارع به آن - احتياط ترك نمىشود . پس ، سخن شهيد ثانى كه : « بين ايجاب جرح و ايجاب قتل تفصيل وجود دارد و اوّلى جايز است نه دومى » « 2 » ، اگر قوىتر نباشد ، در اين كه احوط است شكّى نيست . نكتهى مهم آن كه : جواز قتل تنها در صورتى است كه بر آن مفسدهاى مهمتر مترتّب نشود ؛ در غير اين صورت ، جايز نيست .
فروعات مسأله چهارم و پنجم
از مطالبى كه گفته شد ، مسائلى استخراج مىشود كه برخى از آنها عبارت است از :
1 . انكار قلبى اگر چه از اقسام امر به معروف و نهى از منكر است ، بايد يا با اظهار ناراحتى از فاعل ، يا كنارهگيرى و ممانعت از او و يا سخن نگفتن و كارهايى از اين قبيل اظهار شود .
2 . در مراتب اين مرتبه ، الايسر فالايسر بايد مراعات شود .
3 . وجوب انكار زبانى متوقّف بر عدم تأثير انكار قلبى نيست . بلكه آمر و ناهى بين اين دو مخير هستند ؛ البته با رعايت
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 21 ، ص 385 .
( 2 ) . مسالك الافهام ، ج 3 ، ص 105 .