مخير است ؛ در غير اين صورت [ آن مسألهى مهمتر ] متعين است . همچنين در نهى انجام دهندگان از منكر مخير است ، مگر اين كه برخى مرتكبين خصوصيتى داشته باشند ؛ مثلًا عدّهاى صاحب شوكت و قدرت باشند ، به گونهاى كه از منع آنها گروه ديگرى كه پيرو و تحت اختيار و سلطهى او هستند نيز منع مىشوند ؛ كه در اين صورت ، نهى آن شخصِ به خصوص متعين است .
15 . اگر ميان وجوب امر به معروف يا نهى از منكر و تكليفى ديگر تزاحم واقع شود ، به عنوان مثال : اگر امر به نماز بر ترك واجب توقّف داشته باشد ، يا دعوت به خير بر نگاه به نامحرم يا شنيدن غنا متوقّف باشد و يا دفاع از جامعهى اسلامى و احكام خدا و جلوگيرى از نابودى آن بر غصب اموال يا ترك نماز يا تراشيدن ريش و شبيه اينها متوقّف باشد ؛ گاه از نظر شارع آنچه بر امر و نهى مترتّب مىشود مهمتر است مانند : حفظ احكام و جامعه اسلامى ، و اسلامِ كسى كه سوى خير دعوت مىشود و شبيه اينها ، كه در اين صورت ، وجوب امر و نهى مقدّم بوده ، و ارتكاب آن معاصى جايز است ؛ و گاه آن عمل از امر و نهى مهمتر است ، كه در اين صورت ، وجوب امر و نهى ساقط مىشود ؛ گاه نيز هر دو امر مساوى هستند و يا نمىداند كداميك مهمتر است كه در اينصورت ، شخص مخير خواهد بود « 1 » .
هامش
( 1 ) . مدتها گروهى از جوانان متدين از من مى پرسيدند : كليسايى در تهران براى عدّهاى از جوانان مسلمان كه عقيدهشان ضعيف است ، تبليغ مىكند و وسايل عيش و طرب فراهم و آنان را به نصرانيت دعوت مىكند ! و چه بسيار جوانانى كه منحرف شده و بدين طريق نصرانى شدهاند ! و ما آنها را نمىشناسيم تا به سوى حقّ دعوتشان كنيم و دعوت آنها در گرو وارد شدن در جمع آنان ، و تظاهر به همراهى با ايشان است ، كه در اين صورت بايد براى شناختن آن افراد ، برخى معاصى و منكرات را همراه آنها انجام دهيم و بعد از آن مجلس ، آنها را به حق و اسلام دعوت و از تبليغات باطل حفظ كنيم ؛ آيا ارتكاب آن منكرات براى اين غرض مهم جايز است ؟ به آنها جواب دادم كه اين كار جايز ، و بلكه واجب است .