تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امر به معروف و نهى از منكر (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
11 . اگر نهى از منكر يا امر به معروف ممكن نباشد مگر از طريق تصدّى شخصى براى رياست امّت و زعامت طائفه ، اين كار به عنوان مقدّمه‌ى امر و نهى واجب است ، و چنان‌چه علم داشته باشد كه امر ، نهى و دعوت به خير منوط است به اين كه او يارىگر رئيس و رهبر باشد ، اين كار نيز واجب است . 12 . اگر عالم جامع الشرايط وظيفه‌ى امر به معروف و نهى از منكر را انجام داد و اداى وظيفه‌ى او منوط به مشاركت ديگران و حمايت از او باشد ، حمايت و مشاركت آن عدّه واجب است . 13 . اگر سلطان ظالمى بدعت‌گذار در دين يا قانون‌گذار مخالف شرع و يا فاعل منكر و تارك معروف باشد ، اظهار حقّ واجب است . شيعه و سنّى از پيامبر ( ص ) نقل كرده‌اند : « أَفْضَل الْجِهَادِ كَلِمَةُ العَدْلِ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ أو " سُلطَانٍ جائِر " ، أو " أميِرٍ جائِرٍ " » « 1 » ؛ « با فضيلت‌ترين جهاد در راه خدا ، كلمه‌ى عدل است در مقابل پيشواى جائر ، سلطان جائر ، يا امير جائر » . روشن است در اين موارد اگر اظهاركننده‌ى حقّ تنها و يكّه بماند تأثيرى در امر و نهى ندارد ، و ضررها و مفاسد مهمّى بر آن مترتّب مىشود ؛ لذا ، بر ديگران تأييد ، حمايت ، تسديد و كمك به او لازم است . 14 . اگر در زمانه‌اى - مانند اين زمان - منكرات در جامعه رواج يافت ، و انسان تمكّن از نهى همگان و تك تك افراد نداشت ، به آن ميزان كه قدرت و توانايى دارد بر او واجب است . نسبت به منكرات نيز در صورتى كه بعضى از آن‌ها مهم‌تر نباشد ،
هامش
( 1 ) . اين روايت با هر دو لفظ « سلطان جائر » و « امام جائر » روايت شده است . نك : وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 126 ، ح 21152 ؛ و ص 134 ، ح 21170 ؛ سنن ابى داوود ، ج 2 ، ص 325 ، ح 4344 ؛ سنن ترمذى ، ج 3 ، ص 318 ، ح 2265 .