از جنگ نداريم . امروز ما به طور همزمان ، يك جنگ را با يك روال در دو جبهه تعقيب مىكنيم ؛ يكى در مرزهاى جنوب ايران ، و ديگرى در لبنان .
در لبنان ، « بگين » بيروت را بمباران مىكند ؛ در ايران نيز « صدام » اهواز را بمباران مىكند . هر دو زنها و بچههاى بىگناه و افراد غير نظامى را مىكشند . هر دو بيمارستانها را آتش مىزنند و بيماران را در بيمارستانها به قتل مىرسانند . صدام و بگين هر دو به يك شيوه مىجنگند و از يك منبع الهام مىگيرند ، از يك ارباب دستور مىگيرند و به يك نحو عمل مىكنند .
ما روزى را كه اسرائيل به مصر حمله كرد ، فراموش نمىكنيم . نيروهاى هوايى اسرائيل تا عميقترين نقاط مصر پيش رفتند و همه را بمباران كردند . صدام هم كه به ايران حمله كرد ، با همان نقشه حمله كرد ، با اين تفاوت كه آن نقشه در مصر كارگر شد و در ايران كارگر نشد ؛ امّا نقشه ، يك نقشه بود .
ما داريم مىجنگيم و اين جنگ هنوز تحميلى است . اين جور نيست كه جنگ تحميلى عراق عليه ما تمام شده باشد .
بمبارانهاى هوايى و حملات موشكى در روى شهرها هنوز با شدّتِ هر چه تمامتر ادامه دارد .
توپخانهء دوربُرد عراق كه روى شهرهاى ما آتش مىريزد ، هنوز به آتشافروزى ادامه مىدهد و خاموش نشده است .
ما داريم جنگ تحميلى را ادامه مىدهيم ؛ منتها آن وقت دشمن با يك انگيزه ، با يك فكر ، با يك برداشت با ما روبرو بود و يك گونه حرف مىزد ؛ امّا حالا با يك وضع ديگر روبرو است ، فقط حرفش عوض شده است .
دشمن ما در روز اولِ تجاوزش مىگفت :
اين جنگ ، جنگ قادسيه است ؛ آن روز مىگفت : ما مىخواهيم استعمار ايران را از بين ببريم ؛ آن روز مىگفت : اهواز مال ماست ، جنوب مال ماست ، خوزستان مال ماست ؛ آن روز مىگفت : ما به اينجا آمدهايم تا ايران را سرِ جاى خود بنشانيم و بداند كه تا كجا مىتواند پاى خود را دراز كند .
امّا امروز كه تمام خيالهاى او باطل از آب در آمده ، مىگويد : من به اين طرفِ مرز آمدهام . من نمىجنگم و صلح طلبم . من كارى ندارم ، من آرامم ، اين شما هستيد كه به خاك ما قدم گذاردهايد ! « 1 » عجبا ! اگر گذشتن از مرز بر خلاف موازين بين المللى است ، بيست و چند ماه گذشته را كه بخشى از سرزمين اسلامىِ ما را در اشغال داشت ، چگونه توجيه مىكند و اين عمل را با حفظ امنيت منطقه چگونه توجيه مىكند ؟ ! صدام 23 ماه هر چه را كه خواسته ، انجام داده است و اكنون فكر مىكند با رفتن به آن سوى مرزها ، مسئله حل مىشود !
آمريكا و غرب ، فريادشان بلند شده كه :
امنيت منطقه بر هم خورده است . امنيت به چه معنا ؟ در كدام منطقه ؟ مگر ما در اين منطقه زندگى نمىكنيم و امنيت نمىخواهيم و حقّ حيات نداريم ؟ آرى . امنيتِ آمريكايى به هم خورده و امنيت آمريكايى همان است كه تا كنون در نقاط مختلف دنيا به آزمايش گذاشته شده است . او يك روز در ويتنام به خاطر حفظ امنيت ، حمام خون درست مىكند و روز ديگر در شاخ آفريقا ، آن مصائب را به وجود مىآورد . امنيت آمريكايى ، حفظ منافع بازار و اقتصاد و آزادى كارتلها است . اگر امنيت اين است ، اشكالى ندارد كه بر هم بخورد ولى اگر امنيتْ متعلق به ساحل نشينان خليج فارس است ، اينها خودشان مىتوانند امنيتشان را تأمين كنند .
هامش
( 1 ) - دنبالهء مطلب از اين قسمت تا پايان خطبهء دوم با مراجعه به روزنامهء جمهورى اسلامى مورخ 2 مرداد 1361 ( صفحهء 9 ) نقل گرديده است .