تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
و صدمه گردد . من در اين باره ، از يك خطبهء مولى چند جمله نوشته‌ام و خطبهء اوّلم را با اين سخن تمام مىكنم . مردى از مولى امير المؤمنين عليه السلام در بارهء فتنه‌هايى كه بعد از پيغمبر صلى الله عليه و آله در جامعهء اسلامى به وجود آمد و وحدت مسلمان‌ها را از بين بُرد و جامعهء مسلمانان را آشفته كرد و در نتيجهء آن فتنه‌ها ، جامعه به آن حال افتاد كه همه مىدانيم ، پرسش نمود : اينها چه كسانى بودند ؟ با چه فكرى اين كار را كردند ؟ چگونه اين توطئه‌ها به وجود آمد ؟ حضرت مىفرمايد : « انَّمَا أَتَاكَ بِالْحَديثِ أَرْبَعَةُ رِجَالٍ لَيْسَ لَهُمْ خَامِسٌ . » « 1 » چهار گروه و چهار دسته هستند كه پنجمى ندارند ؛ اينها حديث پيغمبر را عرضه مىكنند و اينها با هم فرق دارند . « رَجُلٌ مُنَافِقٌ مُظْهِرٌ لِلْايمَانِ مُتَصَنِّعٌ بِالْاسْلامِ لَا يَتَأَثَّمُ وَ لَا يَتَحَرَّجُ ، يَكْذِبُ عَلى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مُتَعَمِّداً . » « 2 » يكى از آن چهار گروه ، چنين است : [ مردى دو رو كه ايمانْ آشكار كند و به ظاهر چون مسلمان بُوَد . از گناه نترسد و بيمى به دل نيارد و به عمد به رسول خدا صلىالله عليه و آله دروغ بندد . ] چنين فردى نه به اسلام ايمان دارد و نه به خدا و پيغمبر و هيچ باكى ندارد كه به پيامبر دروغ ببندد . « فَلَوْ عَلِمَ النَّاسُ انَّهُ مُنَافِقٌ كَاذِبٌ لَمْ يَقْبَلُوا مِنْهُ وَ لَمْ يُصَدِّقُوا قَوْلَهُ وَ لكِنَّهُمْ قَالُوا : صَاحِبُ رَسُولِ اللّهِ . » « 3 » اگر چهرهء خودشان را آن گونه كه هستند به مردم نشان دهند و مردمْ آنها رابشناسند ، از آنها حرفى را نمىپذيرند و تصديقشان نمىكنند ، ولى مردم پاره‌اى از سوابق منافقانهء اينها را مىبينند و فريب مىخورند ، توطئهء اينها را نمىفهمند ، خيال مىكنند اينها ياران پيغمبر بوده‌اند . آنها با اين چهرهء منافقانه در ميان مردمْ فريبكارى مىكنند ، توطئه مىچينند ، بازى در مىآورند ، جريان‌هايى را راه مىاندازند و تيشه به ريشهء اسلام مىزنند . « وَ رَجُلٌ سَمِعَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ شَيْئاً لَمْ يَحْفَظْهُ عَلى وَجْهِهِ . » « 4 » [ و مردى كه چيزى از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيد و آن را چنان كه بايد در گوش نكشيد . ] اما همهء اختلافات و فتنه‌ها ناشى از نفاق نيست ؛ بلكه بعضى از آنها به دليل جهل و نفهمى است . برخى افراد چيزهايى از پيغمبر شنيده‌اند ؛ اما ياد نگرفته‌اند و به عمق و ريشهء مطالب نرسيده‌اند ، ولى خود را صاحب‌نظر و رأى و شايستهء استنباط مىدانند ؛ راه خود را مىگيرند و مىروند و از ديگرى هم حرف قبول نمىكنند . اينها يكى از عوامل فتنه و تفرقهء امت هستند . « رَجُلٌ ثَالِثٌ سَمِعَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللُّه عَلَيْهِ وَ آلِهِ شَيْئاً يَأْمُرُ بِهِ ثُمَّ نَهى عَنْهُ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ . » « 5 » [ و سومين ، مردى است كه شنيد رسول خدا صلى الله عليه و آله به چيزى امر فرمود ، سپس آن را نهى فرمود و او نمىداند . ] افرادى هستند كه اينها كم و بيش اطلاعاتى دارند ، مسائل سياسى و اجتماعى را مىشناسند ؛ امّا عمق مسئله براى آنها قابل درك نيست . مقدارى مىدانند ، مقدارى نمىدانند ؛ امّا خود را صاحب‌نظر و رأى مىدانند . چنين فردى براى خودش تحليل و فكر دارد ، براى خودش آينده‌بينى دارد . او مىآيد و روى فكر و نيّت و ديد خودش گروه درست مىكند ، براى خودش شبكه درست مىكند ، كارى را
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، ترجمهء سيد جعفر شهيدى ، ص 242 . ( 2 ) - همان . ( 3 ) - همان . ( 4 ) - همان . ( 5 ) - همان .
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 58 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي