راه مىاندازد و با ديگران ستيزه مىكند .
چهارمين نفر كسى است كه اسلام را آن گونه كه هست ، فهميده است ؛ مسائل را درك كرده و امر و نهى پيغمبر را ديده است ؛ نه عمداً حاضر است بر پيغمبر دروغ ببندد و نه اشتباه و خطا مىكند و نه چيزى بر او پوشيده است . اينها هستند كه در جامعه بايد دورشان را گرفت ، حرفشان را شنيد ، محور آنها را قبول كرد و راه آنها را رفت و ديگران را هم بايد دعوت كرد كه راه و رسم جداگانه ، فكر جدا و حكومت جداگانه براى خود نداشته باشند .
اين روايت ، مفصّل است ؛ من چند جمله بيشتر يادداشت نكردهام ؛ اگر ما بخواهيم اين روايت را ، اين خطبه را از اوّل تا آخر بخوانيم ، بسيار مفيد و سودمند است .
برادران و خواهران گرامى ! ما در عين حال كه بايد آزادى قلم ، آزادى فكر ، آزادى عقيده و آزادى عمل را در محدودهء قانون اساسى و قوانين عادى ، براى همهء مردم - موافق و مخالف - فراهم كنيم ، بايد مواظب وضع جامعهء خود باشيم كه افراد منافق ، نفوذى ، بد انديش و توطئهگر نتوانند از اين آزادىها سوء استفاده كنند و وحدت ما را به هم بزنند .
اين وحدت ما كه امروز به حمد اللّه افتخار آفرين است و هم براى خود ما و هم براى دشمنان ما كاملًا قابل لمس و قابل توجّه است ، با عنايت پروردگار و فعاليت مؤمنينِ از خود گذشته به دست آمده و بايد با كمال قدرت ، حفظ شود .
بايد مواظب باشيم كه مبادا توطئهها ، شبكهها ، طيفها ، جريانها و گروههايى كه اين وحدت را به هم مىزنند ، به وجود آيند .
همچنين بايد مواظب باشيم كه مبادا به عنوان حفظ وحدت و انجام مسئوليت ، سبب انزوا و كنار رفتن نيروهاى اصيل انقلاب بشويم ؛ آنهايى كه علاقهمند به اسلام و انقلاباند و امتحان خودشان را دادهاند . آنهايى كه گذشتهاى پر افتخار دارند يا آنهايى كه تازه واردِ صحنهء انقلاب مىشوند ، امّا مىتوانند نيروهاى بسيار ارزنده و شايستهاى براى اسلام و انقلاب و مملكت و براى امور تخصصى باشند . نبايد با اين گونه افراد ، برخوردى كنيم كه از انقلاب و اسلام ناراحت و منزوى گردند .
اگر ما اين گونه افراد را از صحنهء خدمت به اسلام و انقلابْ منزوى كنيم ، در واقع وحدت را به نام حفظ وحدت ، مخدوش كردهايم .
ما در اين مرحلهء تاريخ ، مسئوليتى بسيار ظريف و دقيق را بر عهده داريم كه نبايد افراط و تفريط كنيم و با سهلانگارى ، يا از آن طرف با سختگيرىِ بيش از حد ، اين وحدت را مخدوش سازيم .
خداوند انشاءالله به همهء ما توفيق عنايت بفرمايد تا بتوانيم راه خدا و صراط مستقيم را آن گونه كه خدا از ما خواسته است ، به آخر برسانيم .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ اذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فى دينِ اللَّهِ افْواجاً فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ انَّهُ كانَ تَوَّاباً « 1 »
خطبهء دوم
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلى سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ .
فكر مىكنم قبل از آنكه خطبهء دوم را شروع كنم ، همگى مىدانيد كه اين خطبه در اطراف مسئلهء جنگ است ؛ مسألهاى كه امروز براى ما و امّت اسلامى و مستضعفين جهان ، اوّلين مسئله است . ما مسألهاى مهمتر و مقدّمتر
هامش
( 1 ) - سورهء نصر ( 110 ) .