تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١

خطبهء دوم

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلى سَيّدِنا وَ نَبِيِّنا اشْرَفِ الْانْبِياءِ وَ الْمُرْسَلينَ ابِى الْقاسِمِ مُحَمَّدٍ . قال اللّه تعالى : « اذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ » « 1 » [ چون يارىِ خدا و پيروزى فراز آيد . ] قال علىٌّ عليه السلام : « تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ ، عَضَّ عَلى نَاجِذِكَ اعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَكَ تِدْ فِى الْأَرْضِ قَدَمَكَ . ارْمِ بِبَصَرِكَ اقْصَى الْقَوْمِ و غُضَّ بَصَرَكَ وَ اعْلَمْ انَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ . » « 2 » [ اگر كوه‌ها از جاى كنده شود ، تو جاىِ خويش بدار ! دندان‌ها را بر هم فشار و كاسهء سرت را به خدا عاريت سپار ! پاى در زمين كوب و چشم بر كرانهء سپاه نِه و بيم به خود راه مده ! و بدان كه پيروزى از سوى خداست ! ] خطبهء دوم من در بارهء مسائل جنگ است . ما امّتى هستيم در حال جهاد وسيع و گسترده ؛ جهاد را به يك معنا ما شروع كرده‌ايم و به يك معنا ديگران . اگر ما حرفمان را نمىزديم ، حقّمان را نمىخواستيم ، مطلب را نمىگفتيم ، قيام نمىكرديم ، بَرّه‌هاى خوب ، آلت دستِ مناسب ، و ايادى مزدور براى مراكز زر و زور و قدرتِ دنيا بوديم ، كسى با ما نمىجنگيد . اگر منطق ما اين بود كه :
« سعدى افتاده‌اى است آزاده * كس نيايد به جنگِ افتاده »
با ما كارى نداشتند . ما احساس وظيفهء دينى كرديم و در مقابل قدرت‌هاى نامشروع جهان ، قيام كرديم . جنگ را هم آنها عليه ما شروع كردند . ما ملّتى هستيم در حال جنگيدن در جبهه‌هاى مختلف . ابرقدرت‌ها تمام وسايلشان را به طور گسترده در همه جا ، عليه ما تجهيز كرده‌اند ؛ از ميدان اقتصادى و اجتماعى و سياسى گرفته تا نظامى ، با ما مىجنگند . به ديگران حقّ حرف زدن مىدهند ؛ امّا به ما حقّ حرف زدن نمىدهند . قوهء قضائيهء ايران يكى از جاهايى است كه مراكز عمومى بين المللى ، مرتّب به آن اعتراض مىكنند . من به دليلِ كارى كه در دست دارم ، شايد كمتر هفته‌اى بگذرد كه چند نامهء اعتراض از مراكز عمومىِ بين المللى دريافت نكنم . به ما اعتراض مىكنند كه چرا اين كار را كرديد و چرا آن كار را كرديد . امّا نمىدانم در هفتهء گذشته كه دولت آلمان عده‌اى از جوان‌هاى ما را اخراج كرد و با اين كار ، حيثيت بين المللى خودش را مخدوش كرد ، آيا مراكز عمومى بين المللى ، به آلمان هم نامه نوشتند ؟ آيا از آلمان پرسيدند : چرا اين 79 نفر را گرفتيد ؟ چرا اينها را تحت فشار قرار داديد ؟ چرا شانزده نفر را اخراج كرديد و كار و درس و زحمتشان را نيمه تمام گذاشتيد ؟ آيا رفتارى كه شما با اين جوان‌هاى مسلمانِ مسئول و متعهد انجام مىدهيد ، با همه اين گونه رفتار مىكنيد ؟ با منافقين هم اين جور رفتار مىكنيد ؟ با ضد انقلابىها هم اين گونه برخورد مىكنيد ؟ اگر تبعيض است ، اين تبعيض چرا ؟ شما هم با ما در حال جنگ هستيد ؛ « الْكُفْرُ مِلَّةٌ واحِدَةٌ » . بچه‌هاى ما را آن گونه مىگيرند و آن گونه اذيت مىكنند ، نظام جمهورى اسلامى تا كجا مىتواند تحمل كند و روابط بين المللىِ خود را
هامش
( 1 ) - سورهء نصر ( 110 ) ، آيهء 1 . ( 2 ) - نهج البلاغه ، ترجمهء دكتر سيد جعفر شهيدى ، ص 15 .
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 51 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي