در مراحل مختلف داد ، ايمان خود را به اثبات رسانيد ؛ امّا مسئولان امور نبايد از اين ديدگاه به مسائل اقتصادى نگاه كنند ، بلكه در مسائل اقتصادى بايد بكوشند تا فشارهاى وارد بر مردم را كم كنند .
اين سخن من بدان معنا نيست كه مسئولان متوجهِ اين امر نيستند يا كمكارى مىكنند يا خداى ناكرده ، اعمال غرض مىشود .
سخن من بدين معنا است كه فعلًا به هر دليل ، مردم احساس فشار مىكنند ؛ بايد تلاش كرد در كوتاهترين مدّت ، تا حدّ امكان از اين فشار كاسته شود ؛ امّا اگر دشمن به ما فرصت نداد و امكانى نبود ، « لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً الَّا وُسْعَها . . . » « 1 » درست است كه نقل كردنِ عين عبارت مولى امير المؤمنين عليه السلام خوب و پر بركت است ، امّا عربى است ؛ همان مقدارى كه به ياد دارم ، ترجمهء آزادِ آن را عرض مىكنم .
بايد از نيروهاى مردم در قسمتهاى مختلف استفاده شود ! مبادا ما با خردهگيرىها و افشاگرىها - كه اگر نباشد ، آنچنان ضررى به پيشبرد اهداف نمىزند - نيروها را كنار بزنيم و از آنهااستفاده نكنيم . سرمايهء انسانىِ يك امت و يك ملت و يك كشور ، خيلى بيش از ذخاير زيرزمينى اهميت دارد و بايد آن را حفظ كرد .
انسانها را بايد جلب كرد ! اگر انحرافاتى دارند ، قبل از آنكه ما سياست نفى و سياست طرد را پيش بگيريم ، بايد سياست جذب داشته باشيم ؛ نه به آن معنا كه بارى به هر جهت رفتار كنيم و با راه دادن به عُمّال نفوذى ، فرصتها را از دست بدهيم و قافيه را ببازيم ، بلكه به اين معنا كه حتى الامكان افراد را ارشاد و هدايت كرد و بر اعمال گذشتهء آنها خرده نگرفت و از نيروهاى فكرى و عملىِ آنها ، قلم آنها ، قدم آنها كه در مسير قرار مىگيرند ، استفاده نمود .
نبايد كارى كرد و سياستى را پيش گرفت كه آنها زده شوند . تعبير زيباى مولى امير المؤمنين عليه السلام اين است كه : خطاهاى گذشتهء مردم كه بايد پوشيده بماند ، چه كسى از والى نزديكتر و مناسبتر است كه آنها را پنهان سازد ؟
مبادا خود و خانواده و نزديكانت و آنهايى را كه به نحوى با تو در رابطه هستند ، بر ديگران مقدّم بدارى ! در تقسيمِ پستهاى دولتى ، در اشتغال به كار ، در نيروى مسلح و غير مسلحْ تحت تأثير اين روابط قرار نگيريد !
روابط را كنار بگذاريد و از همه استفاده كنيد . اينها موارد و مسائلى است كه عدم رضايت و ناراحتى مردم را پيش مىآورد و با حاكميتِ روابط در تقسيم مشاغل ، ممكن است آرام آرام مطالبى زير سؤال قرار بگيرد .
« وَ لْيَكُنْ احَبُّ الْأُمُورِ الَيْكَ اوْسَطَهَا فِى الْحَقِّ وَ اعَمَّهَا فِى الْعَدْلِ وَ اجْمَعَهَا لِرِضَى الرَّعِيَّةِ فَانَّ سُخْطَ العَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَى الخَاصَّةِ وَ انَّ سُخْطَ الْخَاصَّةِ يُغتَفَرُ مَعَ رِضَى الْعَامَّةِ . . . وَ انَّمَا عِمَادُ الدّينِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمينَ وَ الْعُدَّةُ لِلْاعْدَاءِ ، الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمَّةِ . » « 2 »
[ و بايد از كارها آن را بيشتر دوست بدارى كه نه از حق بگذرد و نه فرو مانَد و عدالت را فراگيرتر بُوَد و رعيّت را دلپذيرتر ، كه ناخوشنودى همگان ، خوشنودى نزديكان را بى اثر گرداند و خشم نزديكان ، خوشنودى همگان را زيانى نرساند . . .
و همانا آنان كه دين را پشتيباناناند و موجب انبوهىِ مسلمانان و آمادهء پيكار با دشمنان ، عامّهء مردماناند . ]
در نظام اسلامى ، تكيهء حكومت به مردم
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 286 : « خداوند هيچ كس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند . »
( 2 ) - نهج البلاغه ، ترجمهء سيد جعفر شهيدى ، ص 327 .