تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
از هر قيد و بندى رها نموده ، چنين انسانى در زندگى ، تنها به دنبال لذت‌طلبى است ؛ زيرا بر اساسِ خودمحورى و ماديگرى ، اگر به دنبال لذت‌طلبى نباشد ، ديوانه است . علم اقتصاد سرمايه‌دارى بر اساس رفتار يك انسان مادّى و لذت‌طلب ، تنظيم شده است . عملكرد چنين فردى در بارهء توليد كالاها و خدمات و خريد و فروشِ آنها در بازار ، جمع‌آورى شده است . سپس برخى قوانين كلى از رفتارِ اين فرد مادّىِ مورد نظر انتزاع شده و از مجموعهء اين قوانين كلى ، اقتصاد علمى و تجربه شدهء سرمايه‌دارى ، تدوين يافته است . امروز اروپا بر اساس دانش اقتصادِ سرمايه‌دارى كه از رفتار يك فردِ لذت‌طلبِ مادّى انتزاع شده است ، اداره مىشود . آيا يك فرد مسلمان هم در انتخاب و رفتارش مانندِ آن فرد عمل مىكند ؟ و بنا بر اين آيا مىتوان دانش اقتصاد سرمايه‌دارى را بدون تغيير و اصلاح ، در جامعه‌هاى اسلامى اجرا نمود ؟ يك انسان مسلمان در فرآيند انتخاب ، رها و بىبندوبار نيست . او متعهد است و بر اساسِ موازين اسلامى تصميم مىگيرد . به عنوان مثال ، هنگامى كه يك انسانِ مسلمان مىخواهد مالك شود ، از همان گام اول ، اسلامْ محدويت‌هايى را براى مالكيتْ تعيين مىكند و مىگويد : از راه‌هايى مانند سرقت ، رشوه‌خوارى ، استثمار مردم ، خريد و فروش كالاهاى قاچاق و مواد مخدر و . . . نمىتوان مالك شد و از اين راه‌ها ، مالكيت به وجود نمىآيد . در دومين گام ، پس از اينكه يك انسانِ مسلمانْ مالك شد ، اسلام برخى وظايفِ مالى مانند پرداخت ماليات ، خمس و زكاتْ برايش تعيين مىكند . در سومين مرحله ، پس از اينكه يك مسلمان از راه‌هاى مشروع ، كسبِ درآمد و ثروت نمود و وظايفِ مالىِ خود را هم انجام داد ، باز مكتب اسلام برخى محدويت‌ها براى او تعيين مىكند . به عنوان مثال ، يك مسلمانْ مجاز نيست كه در خرج كردنِ ثروت مشروعِ خود ، اسراف و تبذير نمايد ؛ بلكه بايد در خرج كردن ، اعتدال و ميانه‌روى را رعايت كند . بر خلاف يك انسان مادّى كه ويژگىاش لذت‌طلبى است ، ويژگى يك انسان مسلمان ، خدا محورى و كسبِ رضايت خداوند است . انگيزهء يك مسلمان در انتخاب‌ها و رفتارهاى مختلفش ، تأمين خوشنودىِ خداوند است . خداوند نيز مىفرمايد ، اگر مىخواهيد خوشنودى و رضايت من ، شامل حال شما شود و از خشم من به دور باشيد ، نمىتوانيد هر چه را دوست داشتيد حتى كالاهايى مانند مشروب و هروئين را توليد و مصرف كنيد . همچنين در مصرف ، بايد از اسراف ، تبذير و ريخت و پاش ، خوددارى فرماييد . علاوه بر اين ، نمىتوانيد همهء ثروتتان را براى خودتان برداريد ؛ بلكه بايد بخشى از آن را هم انفاق كنيد . خلاصه اين كه : يك مسلمان در زندگى بر اساس موازين شرعى ، انتخاب مىكند ، تصميم مىگيرد و عمل مىنمايد و در زندگى ، بى مبنا و بىبندوبار نيست . بنا بر اين علم اقتصاد سرمايه‌دارى كه از رفتار يك فرد مادّى و لذت‌طلب ، انتزاع شده ، علمى تجربى است كه قابل اجرا و پياده كردن براى يك انسانِ خداپرست نيست . براى تنظيم زندگىِ اقتصادىِ يك فرد خداپرست در زمينهء توليد و مصرف و توزيع ، بايد از اصول و دستور العمل‌هايى غير از اصول علم اقتصاد سرمايه‌دارى ، پيروى نمود . اكنون روايت‌هايى در بارهء موضوع سخنمان برايتان مىخوانم .