در يك جامعهء سرمايهدارى و به اصطلاح آزاد ، انسانْ تنها به دنبال پرستشِ منافع و لذتهاى شخصىِ خود است . در جامعهء سرمايهدارى ، چنين انسانى ، عاقل و سالم و فهميده محسوب مىشود .
در نظام سرمايهدارى ، دانشمندان اقتصاد ، رفتار چنين شخصى را بررسى مىكنند و چگونگى عملكرد او در پيروى از خواهشهاى نفسانى را معيار توليد ، مصرف و توزيع قرار مىدهند . آنگاه نظام سرمايهدارى را كه از عملكردِ اين گونه افراد انتزاع گرديده ، نظامى حساب شده و علمى هم مىنامند .
اقتصاددانانِ نظام سرمايهدارى مىگويند :
هر انسانى به رفاه و ارضاى هوسها و لذتطلبىهايش نيازمند است و راه تحقق اين خواستهها ، اين است كه هر شخصى هدفش سودجويىِ شخصى و منفعتپرستى باشد تا در مجموع ، خواستههاى همهء مردم برآورده شود .
بنا بر اين ، در نظام سرمايهدارى ، حتى اگر در ظاهر ، كارى به نفعِ مستضعفين صورت گيرد ، هدف از آن كار ، تأمين منافع شخصىِ خود آنها و حفظ حكومتِ گروه حاكم است .
من به آمارى كه تاريخِ آن مربوط به گذشته بود ، نگاه مىكردم . بر اساس آن آمار ، در كشور سوئد ، هفتاد و چهار درصد از درآمد ملى ، سهم عاملِ كار و بيست و شش درصد بقيه سهم ساير عوامل توليد يعنى سرمايه و زمين مىشود .
اين آمار نشان مىدهد كه در كشور سوئد ، توزيع درآمد براى نيروى كار بسيار مناسب است . در آمريكا و انگلستان سهم نيروى كار ، هفتاد و دو درصد از درآمد ملى است . يعنى در اين دو كشور ، سهم سرمايه و زمين از درآمدِ ملّى ، كمى بيشتر از كشور سوئد و سهم نيروى كار ، كمى كمتر است .
در آلمان سهمِ نيروى كار از درآمد ملى ، شصت و هشت درصد و در كشور هلند شصت و چهار درصد است .
بر اساس همان آمار ، در ايران سهم نيروى كار از درآمد ملى ، سى و پنج درصد است .
دولت ايران پانزده درصد از درآمد ملى را به عنوان ماليات دريافت كرده است . در كشور ايران ، ماليات بيشتر به صورت غير مستقيم دريافت مىشود .
از ماليات غير مستقيم ايران در همان دوره ، ده درصد ، سهم مصرف كننده كه بيشتر همان نيروى كار هستند ، مىشود و پنج درصد سهمِ عرضه كننده بوده است . پس به اين ترتيب ، با پرداخت ماليات ، سهم نيروى كار ، ده درصد ديگر كاهش يافته و به بيست و پنج درصد مىرسد .
گفتيم كه پس از كسر ماليات ، شصت درصد از درآمد ملى ، سهم سرمايه و زمين شده است . تعداد مالكان سرمايه و زمين كه شصت درصد از درآمد ملى كشور ايران را به خود اختصاص مىدهند ، در حدود دو و نيم درصد از كلّ جمعيت ايران هستند .
به عبارت ديگر : دو و نيم درصد از كلّ جمعيت ايران ، شصت درصد از درآمد ملى را به خود اختصاص مىدهند و نود و هفت درصد بقيه تنها بيست و پنج درصد از درآمد ملّى را دريافت كردهاند .
از آن نود و هفت درصد مىپرسيم : ماهيانه چقدر دستمزد و حقوق مىگيريد ؟ مىگويند :
سه هزار تومان يا پنج هزار تومان يا هشت هزار تومان . از آنها مىپرسيم : خانه داريد ؟
مىگويند : خير . مىپرسيم : ماهيانه چقدر اجاره مىدهيد ؟ مىگويند : ماهيانه دوازده هزار تومان ! واقعاً اين گونه افراد در ادارهء زندگى اعجاز مىكنند !
يك انسان مادى و غير متعهد كه تنها به خودش فكر مىكند و خود - نه خداوند - را اساس و محورِ عالَم هستى مىداند و خودش را
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 597
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٥٩٧