تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
« وَ اطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ وَ اصْبِرُوا انَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ » « 1 » [ از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد و با يكديگر به نزاع بر مخيزيد كه ناتوان شويد و مهابت و قوّتِ شما برود . صبر پيشه گيريد كه خدا همراهِ صابران است . ] اين آيهء شريفه در بارهء همان عدم تعرض است . يعنى با يكديگر كشمكش و دعوا نداشته باشيد و يكديگر را تحمل كنيد . تحملِ يكديگر كار آسانى نيست . به همين دليل ، خداوند مىفرمايد : « وَ اصْبِرُوا » ؛ مقاومت داشته باشيد ، صبر و شكيبايى داشته باشيد . معناى وحدت ، اين است كه دو نفر يا دو گروه يا دو مملكت ، از نظر يگانگى به جايى برسند كه خير و نفعِ طرفِ ديگر را خير و نفع خود و شر و ضررِ طرفِ ديگر را ضرر و شرّ خود بدانند و همان گونه كه در دفاع از حقوقِ خود كوشش مىكنند ، در دفاع از حقوق طرفِ ديگر هم كوشش كنند . وحدت ، معنايى بالاتر و عميق‌تر از عدم تعرض دارد . خداوند سبحان مىفرمايد : « وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا » « 2 » [ و همگان دست در ريسمانِ خدا زنيد و پراكنده مشويد . ] اين آيهء شريفه در بارهء وحدت است . خداوند در اين آيهء شريفه ، دستور به اتحاد داده است . هر چند در اين آيهء شريفه ، تعبير به يگانگى و برادرى صورت نگرفته است اما در دو آيهء پس از آن ، خداوند مىفرمايد : « وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا » « 3 » [ همانند آن كسان مباشيد كه پراكنده گشتند و با يكديگر اختلاف ورزيدند . ] حضرت امير المؤمنين عليه السلام با تعبير ظريفى در بارهء اهل بصره مىفرمايد : « المُجْتَمِعَةُ ابْدانُهُمْ « 4 » » ؛ شما مردمِ اهل بصره فقط بدن‌هايتان در كنار يكديگر است . وقتى جامعه‌اى مانند مردم بصره در آن زمان شد ، انسان نگاه مىكند و يك جمعيتِ صد هزار نفرى ، دويست هزار نفرى يا پانصد هزار نفرى را مىبيند . اما اينها همه تك هستند . همه واحدند . هر كس تنها خودش است . هر كسى تنها به دنبال جلب منافع و دفع ضررهاى خودش است و با ديگران كارى ندارد . اكنون كه معناى وحدت بيان شد ، زمينهء طرح يكى از مباحثى كه به آن اشاره كردم فراهم شده است . آن مبحث ، بررسى ميزان موفقيت ما در تحقق بخشيدن به وحدت در جامعه است . به عنوان مثال ، آيا ما توانسته‌ايم وحدت را در ميان شيعه و سنّىِ ايران يا شيعه و سنّىِ دنيا ، عينيت بخشيم ؟ چقدر به اين هدف دست يافته‌ايم ؟ آيا توانسته‌ايم وحدت را بين حوزه و دانشگاه ، برقرار كنيم ؟ بين چه كسانى مىخواهيم وحدت برقرار كنيم ؟ من امروز به داورى در بارهء ميزان موفقيت خودمان در تحقق بخشيدن به وحدت ، نخواهم پرداخت . هر كدام از ما ، خود در اين باره فكر كند . امروز من در بارهء موانع وحدت در جامعه ، بحث مىكنم . چرا برقرارىِ اتحاد ، مشكل است ؟ چرا خداوند در اين باره ، امر به صبر مىكند ؟ موانع وحدت چيست ؟ اختلاف رنگ ، اختلاف نژاد ، اختلاف زبان ، اختلاف مذهب ، اختلاف طايفه ، اختلاف منطقه و اختلاف گروه و طبقه ،
هامش
( 1 ) - سورهء انفال ( 8 ) ، آيهء 46 . ( 2 ) - سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 103 . ( 3 ) - همان ، آيهء 105 . ( 4 ) - / نهج البلاغه ، خطبهء 29 ، ص 30 .