كه من برداشت كردهام . با وجود تفاوت برداشتها ، كدام يك از آنها را بايد انتخاب كرد و ترجيح داد ؟
اين سؤال اخير ، درست همان سؤالى است كه هشام بن حَكَم از آن دانشمندِ شامى پرسيد .
هشام بن حَكَم از او پرسيد : اختلافات را چه كسى بايد حل كند ؟ چه كسى بايد اختلافات را از ميان بردارد ؟
دانشمند شامى پاسخ داد : عقل بايد اختلافات را از ميان بردارد . هشام بن حَكَم به او پاسخ داد : تو عقل دارى ، من هم عقل دارم ؛ با وجود اين ، با يكديگر اختلاف داريم .
پس عقل نمىتواند اختلافات را حل و بر طرف كند .
دانشمند شامى گفت : قرآن بايد اختلافات را حل كند . هشام بن حَكَم پاسخ داد : تو اهلِ قرآنى . من هم اهلِ قرآن هستم . در عين حال ، با يكديگر اختلاف داريم .
آن دانشمند شامى متوجه منظور هشام بن حَكَم و حقانيتِ عقيدهء او شد و گفت :
تو هشام بن حَكَم هستى . جواب هشام بن حَكَم درست است . منظور دانشمند شامى از اين عبارت ، اين بود كه بايد به ستون استوارِ « امامت » اعتقاد داشت .
بنا بر اين ، اگر ما در برداشت از دين و فهم قرآن ، با يكديگر اختلاف داشتيم و نتوانستيم در برداشت از قرآن و روايات و كتابهاى فقهى ، با هم كنار بياييم ، بايد به « رهبر » كه به عنوان مرجع و عالِم دينىِ عادل و به عنوانِ اعْلَم و به عنوان ولىّ فقيه ، پذيرا هستيم ، رجوع كنيم .
تا هنگامى كه خداوند با عنايت خود ، اين وجود مقدس را در سايهء خود حفظ كرده و در مشكلات فكرى و فقهى و اجتماعى ، مىتوانيم به او رجوع كنيم ، هيچ اشكالى براى ما باقى نمىمانَد . همان گونه كه همهء شما مىبينيد ، با يك جملهء فتوا مشكلات بسيار بزرگى را حل مىكند .
به عنوان مثال ، يكى از مشكلاتى كه عدهاى مطرح كرده بودند ، اين بود كه :
آيا براى دولت اسلامى جايز است كه ماليات بگيرد يا خير ؟ ايشان فرمودند : بله ، جايز است .
گفتند : آيا ماليات حكم اوّليّه است يا ثانويّه ؟
ايشان فرمودند : حكم اوّليّه است .
از ايشان پرسيدند : آيا معادن جزو انفال است ؟ اگر جزو انفال است ، در صورتى كه آن را استخراج كردند ، محصول آنْ متعلق به كيست ؟ ايشان فرمودند : انفال ، مالِ مردم است ، مالِ نسلهاى بعدى هم هست .
در پيشِ چشم همهء ما ، حضرت امام همهء مشكلات فكرى جامعه را كه از ايشان مىپرسند ، حل مىكنند . خداوند به ما لطف فرموده و حضرت امام را به ما عنايت كرده است . الحمد للّه هنوز دستِ ما از اين نعمتْ كوتاه نشده است . انشاءالله به حقّ محمد و آل محمد ( صلوات نمازگزاران ) دستِ ما از اين نعمتْ كوتاه نشود .
خداوند به مسلمانها مىفرمايد :
« كُنْتُمْ خَيْرَ امَّةٍ اخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ . . . « 1 » »
[ شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شدهايد : امر به معروف و نهى از منكر مىكنيد . . . ]
همچنين خداوند به مسلمانان مىفرمايد :
« وَ كذلِكَ جَعَلْناكُمْ امَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهيداً . . . » « 2 »
[ و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد . . . ]
با وجود اينكه خداوند اين همه ما مسلمانان
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 110 .
( 2 ) - سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 143 .