ذلِكَ بِالْاخْلاصِ جَعَلَ لَكَ عَلى نَفْسِهِ انْ يَكْفِيَكَ امْرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ . » « 1 »
پس بزرگترين حقوق خداوند بر تو ، حقوقى است كه او براى خود ، بر تو واجب كرده است كه آن ، اساسِ همهء حقوق است .
پس بزرگترين حقّ خداوند بر تو اين است كه تنها او را عبادت كنى و هيچ چيز را شريكِ او قرار ندهى . پس هر گاه عبادت خالصانهء خداوند را انجام دادى ، بر عهدهء خود مىگيرد كه تمام امور ( و نيازمندىهاى ) دنيا و آخرتِ تو را كفايت ( و تأمين ) نمايد .
نتيجه اين كه امام سجاد عليه السلام مىفرمايد :
حقوق خداوند بر انسان ، اساسِ همهء حقوق است .
دومين مجموعهء حقوقىِ نظام حقوقى اسلام ، حقوق انسان بر خداوند است .
حقّ انسان مؤمن بر خداوند اين است كه خداوند نيازمندىهاى او را در دنيا و آخرت ، تأمين و كفايت كند . بحث منظّمِ حقوق مؤمن از اينجا شروع مىشود . حقّ خداوند بر ما انسانها اين است كه بايد بندهء خالصِ او باشيم و حقّ انسان مؤمن بر خداوند اين است كه بايد او را در تمام مراحلْ كفايت كند .
در اين باره مىفرمايد :
« ا لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ » « 2 »
[ آيا خدابراى نگهدارى بندهاش كافى نيست ؟ ]
پس از حقوق متقابل خداوند و انسان ، حق انسان بر خودش قرار دارد . امام سجاد عليه السلام در اين مورد مىفرمايد :
« ثُمَّ ما اوْجَبَ اللَّهُ عزَّ وَ جَلَّ عَلَيْكَ لِنَفْسِكَ مِنْ قَرْنِكَ الى قَدَمِكَ عَلَى اخْتِلافِ جَوارِحِكَ فَجَعَلَ عَزَّ وَ جَلَّ لِلِسانِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِسَمْعِكَ عَلَيْكَ حَقَّاً وَ لِبَصَرِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِيَدِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِرِجْلِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِبَطْنِكَ عَلَيْكَ حَقّاً و لِفَرْجِكَ عَلَيْكَ حَقّاً فَهذِهِ الْجَوارِحُ السَّبْعُ الَّتى بِها تَكُونُ الْافْعالُ . . . وَ حَقُّ نَفْسِكَ عَلَيْكَ انْ تَسْتَعْمِلَها بِطاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ . . . » « 3 »
پس هر انسانى حق حفاظت ، تكامل ، بهداشت و تأمين سلامتى ، بر خودش دارد و به همين خاطر ، هيچ كس حق ندارد خود را بكُشد .
يكى از هداياى فرهنگ غرب براى ما اين است كه اگر كسى در امتحان يا كنكور دانشگاه يا يك فعاليت اقتصادى يا يك عشق نافرجام شكست خورد ، به جاى واقعبينى و حلّ مشكلات ، خودكشى مىكند ؛ اما از نظر حقوق اسلامى ، خودكشى حرام و ممنوع است .
اعلاميهء جهانى حقوق بشر در 30 مادهء خود ، اصلًا به حقوق انسان بر خويشتن نپرداخته است .
بنا بر حقوقى كه اسلام براى هر كس ، بر خودش واجب كرده است ، هيچ كس نمىتواند به خودش ضرر بزند يا بهداشت بدنش را رعايت نكند يا غذاى مورد نياز را به بدنش نرساند يا خودكشى كند .
مصعب در حالى كه لباسِ خشنى پوشيده و تسبيحى در دست گرفته بود و آثار گرسنگى شديد در قيافهاش ظاهر بود ، خدمت امير المؤمنين عليه السلام رسيد . حضرت از وى پرسيد : چرا اين گونه هستى ؟
مصعب گفت : مىخواهم پيرو راه شما باشم ؛ شما لباس كهنه مىپوشيد ، من هم مانند شما لباس كهنه و خشن مىپوشم ؛ شما غذاى كافى نمىخوريد ، من هم غذاى كافى نمىخورم ؛ شما به زندگى اهميت نمىدهيد ، من هم به زندگى اهميت نمىدهم .
هامش
( 1 ) - همان ، ص 2 و 3 .
( 2 ) - سورهء زمر ( 39 ) ، آيهء 36 .
( 3 ) - ر . ك : مجلسى ، محمدباقر ، بحار الانوار ، ج 74 ، ص 2 و 3 .