فرهنگ بيگانه معمولًا يك چيز مسخره و رسوا مىشود و مقلِّدين خود را بوزينهوار بار مىآوَرَد .
در كشور ما نيز اين روند تلخ ، تا مقدار زيادى انجام شده بود ؛ امپرياليزم غرب همه چيزِ ما را غارت كرد و به جاى آنها فرهنگ شوم خود را به ميراث گذاشت .
با پيروزى انقلاب اسلامى ، نظام كشور ما ، نظام اسلامى شد . در نظام اسلامى ، بايد فرهنگ مردم هم اسلامى باشد وگر نه بين نظام و فرهنگ كشور ، تناقض به وجود مىآيد .
با انقلاب اسلامى ، ما فرهنگ بيگانه را رها كرديم و به خود و به اسلام باز گشتيم .
اگر ما بخواهيم بازگشتمان به اسلام ، صد در صد درست باشد ، بايد آثار فرهنگ غربى در ميان ما كاملًا از بين برود و فرهنگ اسلامى و آثارش جايگزينِ آثار فرهنگ غربى شود .
به همين دليل در نماز جمعهء گذشته ، من عرض كردم كه اگر مىخواهيم جامعه و كشورمان را اسلامى كنيم ، صحيحترين و مؤثرترين و نزديكترين راه ، از طريق اصلاح فرهنگ جامعه است . فرهنگ اسلامى بر طبق تنظيمى كه مرحوم مجلسى در كتاب بحار الانوار انجام داده است ، با حقوق اسلامى آغاز مىشود .
اسلام داراى فرهنگ بسيار غنى و سرشار است . در صدر اسلام ، رسول الله صلى الله عليه و آله تلاش فراوانى در زدودن فرهنگ جاهلى ، فرهنگ شرك و استكبار و جايگزين كردن فرهنگ اسلامى نمود . در دوران ائمه عليهم السلام نيز اين حركتْ پيگيرى شد . به همين خاطر ، ما در اسلام ، در اين باره ، منابع و مآخذِ فراوانى داريم .
يكى از منابعى كه براى شناخت فرهنگ اسلامى وجود دارد ، كتاب ارزندهء بحار الانوار است كه يك دوره دائرة المعارف آثار اهل بيت عليهم السلام است . عنوان جلد شانزدهم « 1 » اين كتاب ، « كتابُ العِشْرَة » يعنى فرهنگ عمومى و آداب معاشرت از ديدگاه اسلام است .
علامه مجلسى رحمه الله در « كتابُ العِشْرَة » ، يك دورهء آداب و فرهنگ اسلامى و اينكه انسان در طول عمرش چگونه بايد زندگى كند را از ديدگاه اسلام بيان كرده است ؛ از مراسم نامگذارى طفل تا روابطش با افراد ، مراسم عزا و عروسى و كيفيت دفن كردن انسان و خلاصه ، همهء آداب مورد نياز انسان را بيان كرده است .
بايد « كتابُ العِشْرَة » بحار الانوار به زبان فارسى ترجمه شود و در رسانههاى گروهى ، صدا و سيما ، مطبوعات ، سخنرانىها ، خطبههاى نماز جمعه و مجالس وعظ و اندرز ، روى آن تبليغ شود تا مردم با فرهنگ غنىّ اسلامى آشنا شوند .
فرهنگ اسلامى ، طبق تنظيم بحار الانوار با « كتاب الحقوق » آغاز مىشود . از حضرت على بن الحسين امام سجاد عليهما السلام رسالهاى به نام « رسالة الحقوق » به جاى مانده است .
مرحوم مجلسى در « كتابُ العِشْرَة » در باب جوامع الحقوق ، اين رساله را با دو سند نقل كرده است . يك سند ، از طريق شيخ صدوق از كتاب خِصال به ابو حمزه ثمالى مىرسد كه اين سند ، بسيار معتبر است .
نقل دوم ، از طريق كتاب تحف العقول است . سند اول ، بسيار معتبرتر است ؛ اما متنِ نقل شده با سند دوم نيز بسيار پر محتوا است .
مرحوم مجلسى « كتابُ العِشرَة » بحار الانوار ، يعنى فرهنگ و آداب اسلامى را با « رسالة الحقوق » آغاز كرده است .
بسيار شايسته است كه ما نيز نقطهء آغازِ
هامش
( 1 ) - / منظور ، جلد شانزدهم طبق چاپ قديم است ؛ اما در چاپ جديد اين كتاب در جلد 74 است .