تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
و دورِ اين نهضتْ جمع شدند ، مبارزات كردند ، به حبشه و مدينه هجرت كردند ، شكنجه‌ها ديدند ، شهيدها دادند ، حمزه‌ها و جعفرها و عبيدة بن حارث‌ها شهيد شدند تا آن جريان فكرىِ عظيم به نتيجه رسيد ؛ اسلام پيروز شد و اين رسالت و اين پيام خدا به موفقيّت رسيد . روزى فرا رسيد كه پيروزى ، مسلمين را در بر گرفت و سورهء « اذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِى دينِ اللَّهِ افْواجاً » « 1 » نازل شد . آيهء « الْيَوْمَ اكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيْتُ لَكُمُ الاسْلامَ ديناً » « 2 » نازل شد . سلمان مىگويد : در همين روزها رسول اللّه صلى الله عليه و آله در سفر حج بود . وقتى كه حلقهء باب كعبه را گرفت ، با بلندترين نداى خويش با مردم سخن گفت . مردم هم به دور ايشان جمع شدند . هر جا نگاه مىكردى ، مردم بودند . صداها در سينه‌ها حبس شده بود . پيغمبر صلى الله عليه و آله شروع به سخن گفتن كرد و فرمود : اى مردم ! اين دنياى شما ، اين جهان شما ، اين صحنهء زندگى شما ، خارستانى بود و گُلى در آن ديده نمىشد . من به امر خدا آمدم و گُل كاشتم و با كمكِ شما آن را پاسدارى كرديم ، آب داديم ، گُل‌ها رشد كردند ، خارها را جمع كرديم ، گُل‌ها همه جا را گرفت ؛ الان هر چه نگاه مىكنم ، شما به ظاهر يكپارچه‌ايد ، همه جا گلستان است و مشكلاتْ حل شده است . « 3 » اين روز ، روزى است كه موفقيّت حاصل شده و اسلام مىخواهد طرح و برنامه‌اش را اجرا كند . مشكلات اوليّه بر طرف شده و رسول اللّه از اين وضع اظهار رضايت و خوشنودى مىكند . امّا ديرى نپاييد كه همين پيام خدا ، همين رسالت پيغمبر ، همين پيروزى و وحدت و يكپارچگى ، دگرگونه شد و آن آفتى كه گفتيم ، بر اسلام حمله بُرد . قرآن مىفرمايد : « وَ ما مُحَمَّدٌ الَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ افَانْ ماتَ اوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى اعْقابِكُمْ . . . » « 4 » [ جز اين نيست كه محمد پيامبرى است كه پيش از او پيامبرانى ديگر بوده‌اند ، آيا اگر بميرد يا كشته شود ، شما به آيين پيشين خود باز مىگرديد ؟ . . . ] از اين آيه معلوم است كه قرآن در بارهء آيندهء مسلمان‌ها ، آن آفت و آن آسيب را پيش‌بينى مىكند . در همان روايت كه عرض كردم ، سلمان مىگويد : من نزديك‌ترينِ مردم به پيامبر صلى الله عليه و آله بودم ، پيغمبر صلى الله عليه و آله به نقطهء دورى نگاه كرد و پس از اندكى درنگْ فرمود : « كَيْفَ بِكُمْ اذا فَسَدَتْ نِسائُكُمْ وَ فَسَقَ شُبَّانُكُمْ » « 5 » اى مردم ! آنگاه كه زنانِ شما به فساد گرايند و جوانانِ شما فاسق شوند ، چگونه خواهيد بود ؟ آنگاه حالِ پيامبر صلى الله عليه و آله منقلب شد و اشك از چشمان مباركش سرازير گشت ، « فَبَكى بُكاءً عالِياً » و بلند بلند گريه كرد . سلمان مىگويد چون من در خدمتِ آن حضرت بودم ، گفتم : « اوَ يَكُونُ كَذلِكَ يا رَسُولَ اللَّه ؟ » ؛ اى پيامبر خدا ! آيا چنين خواهد شد ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « بَلْ اشَدُّ مِنْ
هامش
( 1 ) - / سورهء نصر ( 110 ) ، آيهء 1 - / 2 . ( 2 ) - سورهء مائده ( 5 ) ، آيهء 3 . ( 3 ) - ر . ك : فيض كاشانى ، تفسير صافى ، كتابفروشى اسلاميه ، چاپ چهارم ، ج 2 ، ص 565 و همچنين ر . ك : علامه مجلسى ، بحار الانوار ، ج 100 ، ص 91 . ( 4 ) - سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 144 . ( 5 ) - ر . ك : علامه مجلسى ، بحار الانوار ، ج 100 ، ص 91 .