تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
بوده است . حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام در مدينه متولد شدند ؛ بَعد در يك توطئهء سياسى ، در ظاهر ، ايشان را از مدينه به خراسان دعوت نمودند و در واقع و باطن ، ايشان را به خراسان جلب كردند ؛ زيرا در آن عصر ، خاندان پيغمبر صلى الله عليه و آله در ميان مردمْ محبوبيّتِ فراوانى پيدا كرده بودند . خلفاى عصر از وجود چنين شخصيت‌هاى محبوبى بيمناك بودند و تلاش مىكردند تا با مراقبت و محاصره و به شهادت رسانيدنِ آنها مردم را از هدايت و رهبرىشان محروم سازند . به همين منظور ، خلفاى ستمگرِ بنى عباس ، امام صادق عليه السلام و امام كاظم عليه السلام را به شهادت رسانيدند ؛ اما به نتيجهء مورد نظرشان نرسيدند . هنگامى كه مأمون عباسى به حكومت رسيد ، تصميم گرفت با روشى نو و جديد ، با يك توطئهء سياسى ، حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام را فردى مشتاقِ دنيا و رياست و حكومتْ جلوه دهد تا بدين وسيله ، چهرهء معنوى و دينىِ ايشان را مخدوش كند و مردم را نسبت به ايشان بدبين نمايد . به همين منظور ، حضرت را به خراسان كه مركز حكومت مأمون بود ، آوردند . مأمون كه از محبوبيتِ حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام در ميان مردم و ارتباط مردم با ايشان بسيار منزجر و بيمناك بود ، دستور داد تا كاروان حامل حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام از شهرهايى كه شيعيان و طرفدارانِ آن حضرت در آنها زياد بودند - مانند قم - حركت نكند و از مسيرى كه براى حكومتْ امن بود ، عبور نمايند . سرانجام ، حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام را وارد خراسان كردند و در مراسمى كاملًا سياسى ، پُست و منصب وليعهدىِ مأمون را به آن حضرت پيشنهاد نمودند . حضرت از مسائل سياسىِ جارى و مسائل سياسىِ پشت پرده كاملًا مطلع بود . بنا بر اين ، قبول مسئوليت در حكومت مأمون را به شدت رد نمود ؛ اما سرانجام منصب وليعهدى مأمون را به اجبار به امام عليه السلام تحميل كردند . چنان كه برخى مورخان نقل نموده‌اند ، هنگام تحميل منصب وليعهدى مأمون به حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام ، ايشان براى اينكه حد اقل در تاريخ ثبت شود و خود آنها نيز بدانند كه حضرت از جريان‌ها كاملًا مطلع است ، خطاب به مأمون فرمود : من قبل از شما خواهم مُرد ، پس چگونه وليعهدىِ شما را بپذيرم ؟ حضرت امام رضا عليه السلام در ايام وليعهدى ، تحت مراقبت بود و مأمون كوشيد تا ايشان را فردى هماهنگ با حكومتِ ستمگرانهء خويش جلوه دهد ؛ اما در عملْ شكست خورد و ديد كه روز به روز بر محبوبيت مردمىِ امام افزوده مىگردد . توطئهء ناجوانمردانهء آنها در بدبين كردن مردم به حضرت رضا عليه السلام شكست خورد . به همين دليل تصميم گرفتند كه امام رضا عليه السلام را به شهادت برسانند . با حيله و نيرنگى شوم ، امام رضا عليه السلام را در سنّ 55 سالگى ، به شهادت رسانيدند ، صلوات الله و سلامه عليه و على آبائه و ابنائه . در خطبهء اوّل ، چند نكته را خدمت شما برادران و خواهران عزيز و محترم عرض مىكنم و فكر مىكنم در اين موقعيّت تاريخىِ انقلابمان ، اين تذكّراتْ مفيد هستند . مدّتى است كه در بارهء اين چند نكته ، فكر مىكنم . منشأ و منبع اين نكته‌ها ، مراجعات شما مردم است ؛ نامه‌ها ، تلفن‌ها و پرسش‌هاى شما مردم . بنا بر اين من فكر مىكنم در اين عرايضم ،