تبديل به فساد شد .
هنوز صد سال از تاريخ مشروطه نگذشته ، بلكه تقريباً هفتاد و هفت سال گذشته است .
طرفداران اين نهضت اصلاحطلبى كه به شكل يك اصلاحِ روبنايى بود ، الان در دنيا چه كسانى هستند ؟ يك دستهء انگشت شمار زن و مردِ لخت و از وطن دور شده ، رانده شده ، رذلترين و منفورترين مردمى كه در زير آسمان نفس مىكشند ! اينها يك عدهء انگشت شمارند ، از اين طرف و آن طرف گدايى مىكنند و به نام سالگرد مشروطه ، مراسم مىگيرند .
مشروطهاى كه با بهاى خون امثال بهبهانى ، طباطبائى ، نورى و اصفهانى ، پايهگذارى شد ، چنان منحرف گشت كه سخنگويان و مدافعان آن ، عدهاى انگشت شمار از وطنفروشانِ بىدين شدند و اكنون در خارج از كشور براى مشروطه ، اشك تمساح مىريزند .
مشروطه نيز در اجرا شكست خورد .
در دوران ما در نتيجهء احياى اسلام در بستر تاريخ ، انقلابى به وقوع پيوست ، تحوّلى به وجود آمد ؛ انقلاب ، نه ؛ تحوّل ، نه ؛ يك معجزهء تاريخى محقق شد . اين موفقيّت انقلاب شما مردم ، انقلاب نبود ، نهضت نبود ، مبارزه نبود ، يك معجزه بود .
يك معجزهء تاريخى به وقوع پيوست .
چه معجزهء با شكوه ، قوى ، مقتدر ، ريشهدار ، زيبا و پر جذبهاى ! پنج سال و نيم بيشتر از وقوع اين معجزه نمىگذرد . خاطراتِ آن را به آسانى به ياد مىآوريم . به محض اينكه اين معجزه به وقوع پيوست ، علاقهمندانِ اين فكر كه آمدند آن را پياده كنند ، اوّلين كارى كه كردند ، شروعِ يك حركت عميق و ريشهدار به نفع مستضعفين بود .
در اوايل انقلاب ، در نخستين جلسات شوراى انقلاب ، بيشترين صحبتها از مستضعفين و حقوق آنها بود . در همان روزها بود كه به دستور حضرت امامْ تأمين آب ، برق ، مسكن و غذاى مردم مستضعف - اين طبقهء محروم اجتماع - قبل از هر چيز در اولويّت قرار داده شد .
امام فرموده بود : راهى پيدا كنيد كه اگر بشود ، پول آب و برق را از اينها نگيريد .
صحبت بر سر اين بود كه اگر پول آب و برق را از اينها نگيريم ، از كجا تأمين كنيم ؟
يكى از راههايى كه به نظر مىرسيد ، اين بود كه به آنها كه باغ دارند ، استخر دارند ، زندگى مرفه دارند ، آنها كه پولهاى زيادى دارند ، آنها كه تورّم ايجاد مىكنند ، بگوييم : پولِ اينها را شما بدهيد .
به اين شكل كه از مرفهين ، يك مقدار اضافه بگيريم و به آنهايى كه در محروميّت زندگى مىكنند - و مثلًا در يك خانهء پنجاه مترى ، سه خانواده زندگى مىكنند - بگوييم :
اين پول ناچيزى را كه براى هزينهء آب و برق مىپردازيد ، ديگر لازم نيست بدهيد ؛ زيرا هر چند آن پول كم است ، امّا براى آن افرادِ محرومْ سنگين است .
به خوبى به ياد دارم جلسهاى را كه اعضاى شوراى انقلاب در آن جمع بودند و مىگفتند :
اين فاصلههاى طبقاتى را برداريد ؛ حد اقل حقوق سه هزار تومان و حد اكثر حقوق هفت هزار تومان تعيين شود ، تا فاصلهء طبقاتى كاهش يابد .
وزير ، ماهيانه هفت هزار تومان دستمزد بگيرد و نظافتچى سه هزار تومان دستمزد بگيرد و كمكهاى دولت هم به دريافت كنندگانِ دستمزدِ سه هزار تومانى تعلق بگيرد ، نه آنها كه از حد اكثر دستمزد برخوردارند .
خيلى از آن روزها نگذشته است .
به دستور امام ، بنياد مستضعفان براى كمك به افراد مستضعف و حمايت از آنها به وجود آمد . بنياد مسكن و حساب 100 امام
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 138
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص١٣٨