تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
( مقت ) : در لغت به معناى بغض است « 1 » ؛ يعنى بد داشتن و غضبناك بودن . اگر پسرى زن پدرش را به ارث مىبرد و بعد با او ازدواج مىكرد يا از غير راه ارث با او ازدواج مىكرد ، ازدواج او ( نكاح مقت ) گفته مىشد . يعنى نكاحى كه به جاى محبت و مودت ، غضب و كينه به دنبال مىآورد . لازم به ذكر است كه در ميان اعراب ، ازدواج با مادر يا خواهر يا عمه و يا خاله رسم نبوده ، تنها دو چيز در اين رابطه مرسوم بوده است : يكى ازدواج با زن پدر و ديگرى دو خواهر را در يك زمان به همسرى اختيار كردن . وَلَا تَنكِحُواْ مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاء : نكاح در لغت دو معنا دارد ؛ يكى به معناى عقد است ، خواه نزديكى صورت گرفته يا نگرفته باشد و ديگرى به معناى نزديكى و همبستر شدن است . « 2 » در اينجا نكاح به معناى عقد است ، يعنى اگر پدر شما زنى را به عقد خود درآورده باشد ، شما ديگر نمىتوانيد با آن زن ازدواج كنيد ، چه پدرتان با او نزديكى كرده باشد يا نكرده باشد . آيه إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ مىخواهد كسانى را كه در گذشته با زن پدر خود ازدواج كرده بودند استثناء كند . اين استثناء دو صورت مىتواند داشته باشد : 1 ) افرادى كه قبل از اسلام با زن پدر خود ازدواج كردند ، آنها را طلاق داده‌اند يا اصلًا مرده‌اند و اكنون در قيد
هامش
( 1 ) . فراهيدى ، العين ، ج 5 ، ص 132 ؛ جوهرى ، الصحاح ، ج 1 ، ص 266 . ( 2 ) . فراهيدى ، العين ، ج 3 ، ص 63 ؛ ابن منظور ، لسان العرب ، ج 2 ، ص 625 ؛ راغب ، مفردات ، ص 505 .