تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
زندگى به نفع هيچ يك از زن و مرد نباشد ، در اين موارد راهى جز طلاق وجود ندارد . در حقيقت طلاق به عنوان آخرين راه علاج تجويز شده است . آيه شريفه مىفرمايد اگر به هر دليل نتوانستيد يا نخواستيد با همسرتان زندگى مشترك داشته باشيد و تصميم به طلاق او داشتيد ، چنانچه قبلًا به او مال زيادى داده‌ايد ، به عنوان مهر حق نداريد آنها را از او بستانيد . اگر براى او مثلًا ماشين گرفته‌ايد يا بخشى از اموالتان را به او بخشيده‌ايد ، نبايد هيچ چيز را از او برگردانيد . اهل سنت نقل كرده‌اند كه در دوران خليفه دوم ، كم كم مرسوم شده بود كه مهريه را بالا مىگرفتند . خليفه به اين وضع اعتراض كرد ، ولى فايده‌اى نكرد . لذا قانونى وضع كرد و گفت از اين پس هر كس بيش از چهل مثقال مهريه قرار دهد ، من نصف آن را به نفع بيت المال مصادره مىكنم . زنى آمد و گفت : تو چنين حقى ندارى ! عمر گفت چرا ؟ زن گفت : چون خدا فرموده وَآتَيتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَارًا فَلَا تَأْخُذُواْ مِنْهُ شَيئًا ؛ اگر مال كثيرى را هم به زنتان داده‌ايد ، از او چيزى نگيريد . عمر هم در پى اعتراض اين زن ، آن قانون را لغو كرد . « 1 »

رعايت مسائل اخلاقى در طلاق

در ادامه آيه 20 مىخوانيم : أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِيناً ؛ مرسوم بوده و هست مردى كه مىخواهد زنش را طلاق دهد ،
هامش
( 1 ) . بيهقى ، السنن الكبرى ، ج 7 ، ص 233 .
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 246 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي