تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
براى توبيخ يا ملامت كسانى به كار مىرود كه به ديدنش نيامده‌اند ، و اين از اقسام فصاحت مىباشد ، زيرا در آن مبالغه وجود دارد . در آيه مورد بحث نيز به نظر مىرسد استثناء در ( الا ما قد سلف ) استثناى منقطع است . معناى فارسى آن يعنى : گذشته‌ها گذشته است و يا به اصطلاح حقوقى قانون عطف به ما سبق نمىشود . در حقيقت اسلام نخواسته به كسانى كه قبل از اسلام با زن پدر خود ازدواج كرده و احياناً از او بچه‌دار شده‌اند بگويد كه آن ازدواج باطل و اين بچه‌ها حرام زاده‌اند . بلكه مىفرمايد اكنون كه مسلمان شده‌ايد ديگر از اين كارها نكنيد . مورد ديگر هم جمع بين دو خواهر بوده كه در ميان اعراب مرسوم بوده است . اسلام فرمود اگر با خواهر زن خود بخواهيد ازدواج كنيد بايد از همسرتان جدا شويد و عده او هم تمام شود و بعد از آن با خواهر او ازدواج كنيد . اما آنچه مربوط به قبل از اين بوده ، ديگر گذشته است و خط بطلان بر آن كشيده نمىشود . در همين ارتباط عامه روايتى را هم از پيامبر اكرم ( ص ) نقل مىكنند كه شيعه نيز به آن استناد مىكند : ( الاسلام يجب ما قبله « 1 » ؛ اسلام اساساً ماقبل خود را رفع مىكند ) . نكته ديگرى كه پيرامون اين آيه شريفه در تفاسير مطرح شده ، اين است كه همان‌گونه كه در علم نحو گفته شده ، ( مَن ) براى ذوى العقول به كار مىرود و ( ما ) براى غير ذوى العقول ، چرا آيه از ( ما )
هامش
( 1 ) . نورى ، مستدرك الوسايل ، ج 7 ، ص 149 .
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 251 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي