حيات نيستند ؛ 2 ) افرادى كه اكنون زندهاند و به عنوان همسر در خانه آنها هستند و زندگى مىكنند و از آنها فرزندانى هم دارند . برخى از مفسرين مانند آقاى طباطبايى و زمخشرى دو گونه معنا كردهاند ؛ و برخى ديگر مانند فخر رازى پنج گونه معنا كردهاند . « 1 »
آقاى طباطبايى استثناء را متصل گرفته « 2 » ، ولى زمخشرى استثناء را منقطع دانسته است . « 3 » برخى هم ( الا ) را به معناى استثناء ندانستهاند . « 4 »
برخى ديگر - بر اساس آنچه در كتب نحوى استثناى منقطع را استثناى غلط معرفى كرده است - تلاش كردهاند استثناء را متصل معنا كنند ؛ لذا مرحوم آقاى طباطبايى براى اين كه استثناى منقطع را استثناى متصل كند ، گفته است : ( الا ) استثناء از مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم نيست بلكه استثناء از حكم است و استثناء از حكم ، ديگر گذشته ندارد و مربوط به آينده است . « 5 »
از مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائرى نقل شده است كه فرموده : اين كه استثناى منقطع را استثناى غلط معرفى مىكنند حرف صحيحى نيست ، زيرا اين استثناء در كلام فصيح عرب استعمال مىشود . حتى مثال معروف ( جاءنى القوم الّا حماراً ) به خاطر بيان اين نكته است كه هر كس از قوم بود به ديدن من آمد ، و آن كه نيامد اصلًا آدم نبود ، و اين در حقيقت
هامش
( 1 ) . فخر رازى ، تفسير الكبير ، ج 10 ، ص 23 .
( 2 ) . طباطبايى ، الميزان فى تفسير القرآن ، ج 4 ، ص 265 .
( 3 ) . زمخشرى ، الكشاف ، ج 1 ، ص 493 .
( 4 ) . براى نمونه طبرى در تفسير جامع البيان يكى از معانى الا را لكن ذكر كرده است . ر . ك : ج 4 ، ص 421 .
( 5 ) . طباطبايى ، الميزان ، ج 4 ، ص 265 .