تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
نامانوس است به خاطر اين است كه در اين زمان در ميان ما به ارث بردن انسان‌ها معمول نيست ، در حالى كه در گذشته بهويژه در ميان اعراب جاهلى يكى از رسوم آنها به شمار آمده است . وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَيتُمُوهُنَّ : در اين قسمت از آيه ، خداوند به مردان مىفرمايد : شما حق عضل و منع كردن نداريد ، كه شامل منع از نكاح و طلاق مىشود . البته در اينجا منع از طلاق منظور است . آن دسته از شما كه زنانتان را نمىخواهيد و بالاخره در نهايت ، قصد طلاق آنها را داريد ، حق نداريد طلاق آنها را به تأخير انداخته و آنها را در مشقت و رنج قرار دهيد تا مقدارى از مهريه خود را در مقابل طلاق شان ببخشند . اين كار حرام است . إِلَّا أَن يأْتِينَ بِفَاحِشَة مُّبَينَة : « الّا » به معنى استثناء است ، يعنى مرد نمىتواند زن را منع از طلاق كند ، براى اين كه مهرش را ندهد مگر اين كه زن فاحشهء مبينه داشته باشد . بِفَاحِشَة مُّبَينَة : برخى معتقدند يعنى زن ناشزه باشد « 1 » ، اما به نظر من اين معنا ، صحيح نيست و با نظر فقهى هم سازگار نيست ، زيرا اگر زنى بداخلاقى و بددهنى كند ، مرد نمىتواند در مقابل با او بدرفتارى كند تا او مقدارى از مهريه‌اش را ببخشد و بعد طلاقش دهد . حتى اگر زن تمكين نكند و حقوق مشروع شوهرش را رعايت نكند ، مرد نمىتواند زندگى را به او سخت بگيرد تا بدين وسيله تمام يا قسمتى از مهرش را ببخشد و بعد طلاقش دهد .
هامش
( 1 ) . طبرى ، جامع البيان ، جلد 4 ، ص 411 به نقل از ابن عباس ؛ ابن كثير ، تفسير ابن كثير ، ج 4 ، ص 404 .
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 241 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي