تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
قرائت كرده‌اند « 1 » كه در هر دو صورت به معناى ناخشنودى است . ابتدا بايد معلوم شود كه مفعول ( ترثوا ) چيست ؟ بايد دانست كه اگر مفعولِ ماده ( ورث ) مال باشد ، مفعول آن ( مورث به ) است . و اگر مفعولش انسان باشد ( مورث ) مىشود . « 2 » بنابراين مثال ورث زيد عمرواً با مثال ترثنى و يا يرِثُ مِن آل يعقوب ، از نظر معنايى تفاوت دارد . در مثال اول زيد از عمرو اموالش را به ارث برد ؛ اما در مثال دوم نمىگويد كه من را به ارث ببرد . تفاسير عامه و خاصه درباره تَرِثُواْ النِّسَاء كَرْهًا گفته‌اند : اين كه زن را به ارث ببريد بر شما حرام است . بعضى از تفاسير هم گفته‌اند : ( كرهاً ) قيد توضيحى است نه قيد احترازى ، يعنى زن را به ارث مبريد ؛ چون زن هيچ‌گاه راضى نيست به ارث برده شود . « 3 » مرحوم آيت الله طباطبايى در تفسير الميزان قيد ( كرهاً ) را احترازى دانسته و كلمه ( اموال ) را اين‌گونه ( و لا ترثوا اموال النساء ) در تقدير مىگيرد . « 4 » بر خلاف مفسر عظيم الشان ، آقاى طباطبايى ، معتقدم كه ( كرهاً ) قيد توضيحى است و معنا اين است كه زنان را به ارث مبريد ، چون آنها از اين كار شما ناخوشايند هستند و اين كه اين معنا با ذهن ما
هامش
( 1 ) . حمزه ، الكسايى ، خلف ، الحسن و الاعمش با ضم كاف خوانده‌اند و بقيه قراء ( كه مشهور هم است ) با فتح كاف خوانده‌اند : ر . ك : معجم القرءاآت القرانية ، ج 2 ، ص 119 . ( 2 ) . ابن منظور ، لسان العرب ، ج 2 ، ص 199 - 200 . ( 3 ) . طبرسى ، جوامع الجامع ، ج 1 ، ص 382 . ( 4 ) . طباطبايى ، الميزان ، ج 4 ، ص 254 .
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 240 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي