نصف آن از آنِ فاطمه عليها سلام است و يك هشتم آن متعلق به همه زنان پيامبر . در حقيقت يك نهم از يك هشتم به تو مىرسد . حال چگونه همه آن را تصاحب كردهاى ؟ ! « 1 »
البته به اين نكته هم بايد توجه داشته باشيد كه در مورد فدك ، مسأله اصلى مسأله سياسى بود ؛ چرا كه به عقيده ما فدك نحله و بخشش پيامبر ( ص ) به حضرت زهرا عليها السلام بود ، نه ارث . اما مخالفان و حاكميت غاصب وقت مىگفتند كه پيامبر فدك را نبخشيده و متعلق به خود آن حضرت است و اگر بخواهد به حضرت زهرا عليها السلام منتقل شود ، بايد از طريق ارث باشد و پيامبر ( ص ) هم فرموده كه ما گروه پيامبران از خود ارثى بر جاى نمىگذاريم !
اصل مسأله اين بود كه آنها خلافت را غصب كرده بودند و على ( ع ) را محدود كرده و مورد آزار و اذيت قرار مىدادند ، كسانى را هم كه با حضرت ارتباط داشتند اذيت مىكردند و خلاصه نمىخواستند على ( ع ) مورد مراجعه مردم باشد . اگر فدك در اختيار حضرت فاطمه عليهاسلام مىبود ، طبعاً در اختيار حضرت امير ( ع ) نيز قرار مىگرفت و چون در آمد خيلى خوبى داشت ممكن بود مردم به خاطر پول هم كه شده به سراغ على ( ع ) بروند ؛ لذا فدك را گرفتند تا دست على ( ع ) و اهل بيت عليهمالسلام خالى باشد و محل مراجعه مردم نباشند . روى همين اساس است كه در زمان هارون الرشيد وقتى از امام موسى بن جعفر ( ع ) خواست كه حدود فدك را مشخص كنند تا او را باز گرداند ، حضرت مرزهاى جهان اسلام آن روز را به
هامش
( 1 ) . ابن شهر آشوب ، مناقب آل أبى طالب ، ج 3 ، ص 204 .