تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
مَلَكَتْ أَيمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُواْ ؛ و اگر ترسيديد كه درباره يتيمان به قسط رفتار نكنيد [ با آنان ازدواج نكنيد ] سپس آنچه براى شما از زنان خوش آمد ، به نكاح در آوريد ؛ دو تا ، سه تا ، چهار تا ؛ پس اگر ترسيديد كه عادلانه رفتار نكنيد ، پس يك زن يا آنچه مالك آنيد بسنده كنيد . اين نزديكتر است به آنكه ستم نكنيد . وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُواْ فِي الْيتَامَى برخى قسط و عدل را تقريباً مرادف دانسته‌اند ، اما ابن عاشور مىگويد : ميان اين دو واژه تفاوت وجود دارد . « 1 » از نگاه او قسط ، پا روى حق نگذاشتن ، حق را زنده كردن و حق گفتن است ، هر چند در مقابل او كسى نباشد و معارض نداشته باشد ، اما عدل در جايى است كه يك مطلب بين دو يا چند نفر باشد و يكى از آنها در مقابل ديگرى حق بگويد . در اين آيه بايد توجه داشت كه « فانكحوا » جزاى « و إن خفتم » نيست . جزاى « و إن خفتم » محذوف و در تقدير است و در واقع اين طور بوده كه اگر ترسيديد كه با آنها به عدالت رفتار نكنيد با آنان ازدواج نكنيد . و فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء ؛ سد مسدّ جزا و جانشين آن واقع شده است . در حقيقت وقتى گفته مىشود كه در صورت ترس از عدم رفتار عادلانه با آنها ازدواج نكنيد ، گويا سؤال مىشود پس چه كنيم ؟ آيا بدون زن باشيم ؟ در پاسخ به اين سؤال مقدر گفته مىشود : فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء ؛ پس با زن‌هاى
هامش
( 1 ) . ابن عاشور ، التحرير و التنوير ، ج 4 ، 223 .