تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
آنان پيروان ديگر اديان نيز براى رفع ابهام و تضاد ميان آيات كتاب مقدس خود به تفسير و توجيه آن مىپرداختند و تفاسيرى بر كتب مقدس خود ( تورات و انجيل ) مىنوشتند . « 1 » بعد از رحلت حضرت محمد ( ص ) و با توجه به گسترش اسلام ، بوجود آمدن مسائل جديد ، فرقه فرقه شدن مسلمين و ايمان آوردن اهل كتاب ، تابعين عهده‌دار پاسخ‌گويى به مسائل جديد ، رفع ابهام از آيات قرآن و طرد خرافات از اسلام شدند ، از اينرو تفسير مرحله جديدى از حيات خود را آغاز كرد كه از بزرگان اين علم مىتوان به مجاهد ، كعبى و عساكر بن ليلى اشاره كرد . البته بايد توجه داشت تفسيرى را كه صحابه و تابعين ارائه مىكردند ، به گستردگى و جامعيت تفسير عصر حاضر نبود بلكه محدود به بيان معانى لغات ، ذكر نكات ادبى قرآن و ايراد پاره‌اى از مطالب احكام اسلامى با استفاده از آيات الاحكام و روايات بود . با گذشت زمان بر غناى علم تفسير افزود مىشد ، ولى در عين حال از خطراتى چون كج فهمى ، تفسير به رأى و جعل احاديث در امان نماند . اهل كتابى كه تازه ايمان آورده بودند ، با توجه به اطلاعاتى كه از كتاب مقدس خود داشتند ، مطالبى همچون خلقت زمين و آسمان ، عمر دنيا و . . . را از كتاب مقدس خود گرفته و تحت عنوان
هامش
( 1 ) . ر . ك : ظفرالاسلام خان ، نقد ونگرشى بر تلمود ، ص 33 .