مىزيستند و توجيهگر جامعه سرمايهدارى و سخنگوى آن بودند ، چنين ديدگاههايى را چه به طور صريح و چه به طور ضمنى مطرح ساختهاند و در آثار « اسميت » و « ريكاردو » نكات مزبور با زيركى تحسين برانگيزى در بطن نظرياتى كه ارائه مىكنند نهفته است ؛ هر چند كه بعضاً از بهبود وضع طبقات كم درآمد جامعه سخن مىرانند ( بويژه اسميت ) ليكن تحليل آنها از سود و سهم طبقات اجتماعى از درآمد ملى جامعه دقيقاً دال براتخاذ چنين نگرشهايى است . از طرف ديگر اقتصاد دانانى نظير « فردريك باستيا » ، « شارل دونوايه » ، « گوستاد مولينارى » و « نساويليام سنيور » كه دست پروردگان مكتب كلاسيك هستند ، به كرّات در آثارشان با صراحت و گستاخى اين مطلب را اعلام مىدارند ؛ « مولينارى » كارگران را ماشينهايى مىداند كه در مقابل استفاده از آنها بايستى هزينه نگهداريشان ( يعنى دستمزد بخور و نمير ) را به آنها پرداخت نمود . « سنيور » به سال 1838 رسالهاى - در مخالفت با قانون كار انگلستان كه مطابق آن ساعات كار در كارخانجاتى كه كودكان در آنها به كار مشغول بودند به دوازده ساعت در روز تقليل داده شده بود - منتشر ساخته و به شدت با اين قانون مقابله نموده است . وى معتقد بود تشكيلدهندگان اتحاديههاى كارگرى بايد به شدت مجازات شوند .
جالبتر از اينها جملهاى است منسوب به « شارل دونوايه » كه مىگويد :
« سزاوار است در جامعه ، محلهاى پستى باشد كه خانوارهاى بىبهره از راه و رسم زندگى ( طبقات فقير و مستضعف ) در آن ساقط شوند و نتوانند كمر راست كنند » .
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 377
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٣٧٧