تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
هامش
خداى تعالى عين آن را باز آفريند ؛ چه اعاده عين باقيات صحيح باشد از قادر الذات بر مذهب درست . سپس مىفرمايند آن اشكال كه اگر بهشت خلد بود اخراج و انتقال از آن ممكن نبود ، مربوط به قيامت است كه به وجه ثواب و پاداش در آن داخل شوند و ربطى به اين مورد ندارد . ] روض الجنان ، ج 5 ، ص 131 [ . و ر . ك : ] همان ، ج 1 ، ص 142 [ . مرحوم شعرانى راجع به اصل ادعاى ابوالفتوح نظر دارند و مىگويند : « إثبات الفناءِ غيرُ معقول . . . » ] جرجانى ، تفسير گازر ، ج 1 ، ص 68 [ . گروهى آن را باغى از باغ‌هاى دنيا مىدانند ؛ چرا كه اگر مقصود بهشت برين و جاويدان بود ، شيطان در آن جا نبود و وسوسه او مفهومى نداشت . اين كه خداوند از قول او نقل كرده : ( هل أدلّك على شجرة الخلد . . . ) اگر بهشت جاويدان بود حتماً آدم به آن شجره ، عالم و آگاه بود و احتياجى به دلالت و راهنمايى نداشت . گروهى ديگر از جمله حسن بصرى ، عمروبن عبيد ، و اصل بن عطاء و بيشتر معتزله و اكثر مفسرين بر اين نظر دارند كه مقصود همان بهشت جاويدان است ، چرا كه الف و لام در الجنة افاده تعريف كرده و « الجنَّة » عَلَم براى همان بهشت جاويدان است . دو ايراد بر نظر دوم : اول : اگر جنت جاودان بوده ، شيطان چگونه در آنجا بوده و وسوسه مىكرده است . دوم : اگر آدم به بهشت برين راه يافته ، ديگر خارج شدن او از آنجا مفهوم ندارد . جواب اشكال اول : ممكن است شيطان از بيرون بهشت آنها را وسوسه مىكرده و آن دو هم صداى او را مىشنيدهاند . جواب اشكال دوم : اين امر كه هر كس داخل بهشت جاويدان شود خارج نمىگردد ، نسبت به كسانى است كه به سبب ثواب و پاداش اخروى وارد شوند ، ولى در صورتى كه قبل از آن براى امر ديگرى داخل شوند خروج از آنجا مانعى ندارد . ] شيخ طوسى ، التبيان ، ج 1 ، ص 156 [ و ر . ك : ] طبرسى ، مجمع البيان ، ج 1 ، ص 194 [ . ملاصدرا ضمن بيان اقوال مختلف تأكيد بر اين دارد كه جنت همان بهشت جاويدان بوده است و اشكالات وارده براين قول را رد كرده و جواب مىدهد . و بعد چنين مىنويسد : « والتحقيق الذى عليه التعويل أنَّ الدارين واحدةٌ بالذات ، متغائرة بالاعتبار و كذا جميع بدايات المقامات بالقياس إلى نظائرها من النهايات ، فعليه يحمل أقوال أهلِ المعرفة و اختلافهم . ] تفسير القرآن الكريم ، ج 3 ، ص 83 [ . مرحوم طالقانى شديداً اعتقاد بر اين دارند كه اين بهشت در زمين بوده است . ايشان براى اين
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 287 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي