الْجَنَّةَ . . . * فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ . . . « 1 » ؛ و گفتيم : اى آدم ، خود و همسرت در بهشت سكونت گيريد . . . پس شيطان هر دو آنها را لغزانيد و از آن چه در آن بودند ايشان را به در آورد » .
از ظاهر دو آيه فوق بر مىآيد كه آدم و حوا براى سكونت در بهشت آفريده شدهاند و اضلال و وسوسه شيطان ، سبب خروج و هبوط آنان شده است . جمع اين سخن با سخن نخست خداوند كه فرمود در زمين جانشينى خواهد گماشت ، چگونه است ؟ « 2 »
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 35 - 36 .
( 2 ) . شيخ طوسى مىفرمايد : علت خروج از بهشت عبارت بود از : 1 - تغيير مصلحت در امور الهى كه آن مصلحت بعد از آن بود كه آدم از آن درخت خورد ؛ 2 - حكمت الهى اقتضاى خروج او را داشت تا در زمين به تكليف بيفتد ؛ 3 - خداوند در حق آدم تفضل و عنايتى كرد در حالى كه متفضِّل مىتواند منع فضل نمايد تا متفضَّل در محنت و شدت بيفتد ، چنان كه گاهى غنى را فقير مىكند و سالم را مريض مىنمايد . ] التبيان ، ج 1 ، ص 161 [ . و ر . ك : ] طبرسى ، مجمع البيان ، ج 1 ، ص 197 [ .
ابوالفتوح رازى چنين مىنويسد : بيرون آوردن آدم و حوا از بهشت نه بر سبيل عقوبت بود ، بلكه براى تغيير مصلحت بود ، چه مصالح به اوقات و احوال و اشخاص مختلف شود و فوت منافع عقوبت نباشد . ] جرجانى ، ج 1 ، ص 69 [ ، و ر . ك : ] روض الجنان ، ج 1 ، ص 145 [ .
علامه طباطبايى مىگويد : از آيه شريفه : إنّى جاعلٌ فى الأرضِ خليفةٌ استفاده مىشود كه از اول آدم ( ع ) براى سكونت و زندگى و مرگ در زمين خلق شده بود . اما چرا در ابتدا او را در بهشت آفريد ؟ الف : براى آزمايش و آشكار شدن عورت او كه در نتيجه به زمين فرستاده شود . ب : برترى او قبل از آمدن به زمين براى ملائكه اعلام شود و مقام خليفه خداوند بودن او احراز واثبات گردد . ] الميزان ، ج 1 ، ص 127 - 126 ؛ ج 1 ، ص 166 و نيز ج 8 ، ص 51 [ .
در تفسير نمونه آمده است : 1 - از آيات قرآن استفاده مىشود كه آدم براى زندگى در روى زمين - همين زمين معمولى - آفريده شده بود ، ولى در آغاز خداوند او را ساكن بهشت كه يكى از باغهاى سرسبز و پرنعمت اين جهان بود ساخت ؛ محيطى كه در آن براى آدم هيچگونه ناراحتى وجود نداشت . شايد علت اين جريان آن بوده كه آدم با زندگى كردن روى زمين هيچگونه آشنايى نداشت و تحمل زحمتهاى آن بدون مقدمه براى او مشكل بود و از چگونگى كردار و رفتار در زمين بايد اطلاعات بيشترى پيدا مىكرد . بنابراين مىبايست مدت كوتاهى تعليمات لازم را در محيط بهشت ببيند و بداند زندگى روى زمين توأم با برنامهها و تكاليف و مسؤوليتها بوده كه انجام صحيح آن باعث سعادت و تكامل و بقاى نعمت است و سرباز زدن از آن سبب رنج و ناراحتى . 2 - و نيز بداند هر چند او آزاده آفريده شده ، اما اين آزادى به طور مطلق و نامحدود نيست كه هر چه خواست انجام دهد ، او مىبايست از پارهاى از اشياء روى زمين چشم بپوشد . 3 - و نيز لازم بود بداند ، چنان نيست كه اگر خطا و لغزشى دامنگيرش شود ، درهاى سعادت براى هميشه به روى او بسته مىشود . خير ، مىتواند بازگشت كند و پيمان ببندد كه بر خلاف دستور خدا عملى انجام نخواهد داد تا دوباره به نعمتهاى الهى بازگردد . 4 - او در اين محيط بايست تا حدى پخته شود كه دوست و دشمن خويش را بشناسد و چگونگى زندگى در زمين را ياد گيرد . آرى اين خود يك سلسله تعليمات لازم بود كه مىبايست فراگيرد و با داشتن اين آمادگى به روى زمين پا بگذارد . اينها مطالبى بود كه آدم و فرزندان او در زندگى خود به آن احتياج داشتند . ] مكارم ، تفسير نمونه ، ج 1 ، ص 184 و 185 [ .