تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
4 . خداوند چرا اين مسأله را با فرشتگان در ميان گذاشت ؟ از باب مشورت بود يا دليل ديگرى داشت ؟ و اگر علت ديگرى داشت آن علت چه بود ؟ « 1 »
هامش
( 1 ) . اصل اين مسأله كه خداوند متعال در اين باره باملائكه مشورت كرده است ؛ اولا : هيچ دليلى از آيات مربوطه در قرآن بر اين مدعا نيست بلكه از آيات مىفهميم كه خداوند به فرشتگان اطلاع داده است كه مىخواهد در زمين خليفه‌اى بيافريند ، و در اين باره از آنان نظرخواهى ننموده است . ثانياً : مشورت در موردى صحيح است كه مشورت كننده از موضوع مورد نظر اطلاع كافى نداشته باشد و حقيقت و ماهيت آن را نشناسد و يا از مصالح و مفاسد آن بىاطلاع و يا كم اطلاع باشد و بخواهد در اين امور از تجربه و اطلاعات ديگران بهره ببرد ، اين در حالى است كه خداوند از تمام اجزاى هستى ، ما كان و ما يكون و ما هو كائن ، آگاه است . بلكه هدف خداوند از اعلام اين امر به ملائكه اين بود كه آنها متوجه شوند كه تمام هدف و مقصود از خلقت تسبيح و تقديس نيست ، بلكه چيزهاى ممتازتر و بالاتر از آن‌ها نيز مورد نظر بارى تعالى مىباشد . لذا خداوند در جواب آنها كه گفتند : و نحن نُسَبِّحُ بِحَمدِكَ وَ نُقَدِّسُ لك فرمود : إنّى أعلمُ مَا لَا تَعْلَمُونْ ] جعفرى ، ترجمه و تفسير نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 161 - 163 [ . در كنز الدقائق آمده است : « و فائدةُ قوله هذا للملائكة تعليم للمشاورة و تعظيم لشأن المجعول بأن بَشَّرَ بِوجوده سكّانَ ملكوته » ] قمى مشهدى ، تفسير كنزالدقائق ، ج 1 ، ص 322 و 323 [ . فخر رازى در جواب اين سؤال دو وجه ذكر مىكند : وجه اول : مقصود اين است كه ملائكه بعد از شنيدن از خداوند متعال سؤال و پرسش نمايند تا خداوند جواب آنها را بدهد . پس هدف ، اطلاع ملائكه از جواب آن سؤال بوده است . وجه دوم : اهميت مشورت و اين كه بندگان الهى به مشورت عنايت و توجه داشته باشند پس هدف ، تعليم دادن مشورت به بندگان است ] تفسير الكبير ، ج 2 ، ص 166 [ و نيز رجوع كنيد به : ] آلوسى ، روح المعانى ، ج 1 ، ص 221 ؛ زمخشرى ، الكشاف ، ج 1 ، ص 124 [ . ميبدى مىنويسد : اين نه مشورت بود با فرشتگان كه اين تمهيد قواعد عزت و عظمت آدم بود و نه استعانت بود ، كه نشر بساط توقير آدم بود ] ميبدى ، كشف الاسرار ، ج 1 ، ص 140 [ . قاسمى مىنويسد : « والغرضُ من إخبار الملائكةِ بذلك : ] 1 [ هو أن يسألوا ذلك السؤال و يجابوا بما أُجيبوا به فيعرفوا حكمته فى استخلافهم قبل كونهم صيانةً لهم عن اعتراض الشبهه فى وقت استخلافهم ؛ ] 2 [ أو الحكمة تعليم العبادِ المشاورةَ فى أُمورهم قبل أن يقدموا عليها و عرضها على ثقاتهم و نُصحائهم ؛ ] 3 [ أو تعظيم شأن المجعول و إظهار فضله بِأن بشّر بوجوده سكّان ملكوته ] محاسن التأويل ، ج 1 ، جزء 2 ، ص 95 [ .
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 241 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي