تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
- چون سخن گفتن معمولى و شنيدن آن ابزارى مىخواهد كه خداوند و فرشته‌ها از آن منزهند - پس آيا با ايجاد صدا و صوت بوده ، مانند سخن گفتن خدا با موسى كَلَّمَ اللّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا « 1 » ، يا با القاء معانى بدون واسطه الفاظ يا با ايجاد علم در فرشته‌ها يا از راه ديگر ؟ « 2 » 3 . مخاطب خداوند همه فرشتگان بوده‌اند يا گروهى از آنها ؛ مثلًا فقط فرشتگان مقرب يا ملائكه زمين ؟ « 3 »
هامش
( 1 ) . سوره نساء ، آيه 164 . ( 2 ) . آلوسى خطاب الهى را با فرشتگان خطاب مستقيم نمىداند ، بلكه معتقد است خطاب به واسطه ملكى از ملائكه بوده و همچنين در خطاب خدا با ابليس و آدم نيز واسطه بوده است نه مستقيم . ] روح المعانى ، ج 23 ، ص 222 [ . مرحوم طالقانى بر اين نظر دارد ، كه گفتگوى خداوند با فرشتگان چون گفتگوى ما به وسيله هوا و صوت و زبان و ديگر آلات عضوى نيست ، بلكه از طريق گفتگوى باطنى كه همان طريق وحى و الهام است مىباشد ، چنان كه گاهى انسان خود با خود گفتگويى دارد . آنچه كه به عقل و ذهن انسان نيز مىرسد از همين باب است . ] پرتوى از قرآن ، ج 1 ، ص 115 و 116 [ . سيد عبدالحسين طيب مىگويد : قول خداوند به ملائكه ، وحى است ؛ نظير قرآن و كلام الهى كه وحى اوست ] طيب ، اطيب البيان ، ج 1 ، ص 495 [ . ابن عربى مىگويد : القاء معناى مقصود است ؛ خداوند اين معنى را به ملائكه القاء فرموده كه مشيت او بر ايجاد آدم تعلق گرفته است . ] تفسير ابن عربى ، ج 1 ، ص 35 [ . ( 3 ) . فخر رازى در مسأله پنجم از مسايل مطروحه مىگويد : اين مسأله اختلافى است كه آيا مخاطب تمام فرشتگان بودند يا بعض آنها ؟ در صورت دوم چه گروهى از فرشته‌ها بودند ؟ اما قول دوم چنان كه ضحاك از ابن عباس روايت كرده است خداوند اين خطاب را به فرشته‌هايى كه براى محاربه و اخراج جن كه موجب فساد و خونريزى در زمين شده بودند ، فرموده است . زيرا جن قبل از انسان ساكن زمين بود و در زمين فساد و خونريزى راه انداخت ، خداوند گروهى از ملائكه را به فرماندهى ابليس فرستاد تا آنها را از زمين اخراج كنند و بعد از اخراج آنها ، خداوند به اين گروه از ملائكه اين خطاب را فرمود . اما قول اول ( تمام ملائكه مورد خطاب باشند ) چنان كه اين نظر بيشتر صحابه و تابعين است ، هر چند خداوند اين خطاب را به گروهى از ملائكه القاء فرموده باشد ، ولى در واقع تمام ملائكه مخاطب بوده‌اند ، چرا كه لفظ « الملائكة » إفاده عموم مىكند و هيچ دليلى بر تخصيص آن به گروه خاصى نداريم و تخصيص بر خلاف اصل است ] تفسير الكبير ، جزء 2 ، ص 165 [ ونيز رجوع كنيد به : ] شيخ طوسى ، التبيان ، ج 1 ، ص 148 ؛ ابن كثير ، قصص الانبياء ، ج 1 ، ص 42 ، طيب ، اطيب البيان ، ج 1 ، ص 500 [ . طبرى نيز به استناد روايت ابن عباس مخاطب خداوند را همان گروه خاص از ملائكه مىداند ] طبرى ، جامع البيان ، ج 1 ، ص 202 [ و نيز رجوع كنيد به : ] ميبدى ، كشف الاسرار ، ج 1 ، ص 132 و 133 [ . ملاصدرا مىفرمايند : حق آن است كه اگر منظور از خليفه همان آدم ( ع ) يا انسان صغير باشد پس مخاطب خداوند ملائكه زمين هستند و اگر منظور از خليفه ، انسان كبير كه همان وجود مقدس پيامبر اكرم حضرت محمدبن عبدالله ( ص ) باشد ، پس مخاطب خداوند تمام ملائكه هستند ] تفسير القرآن الكريم ، ج 2 ، ص 304 [ . وى مصداق خليفه را در آيه شريفه : ( إنّى جاعِلٌ فى الأرضِ خليفةً ) حضرت آدم مىداند اما خليفه خدا در كل عالم « آسمان‌ها و زمين » را حضرت محمد ( ص ) مىداند ] تفسير القرآن الكريم ، ج 2 ، ص 301 [ و نيز رجوع كنيد به : ] طالقانى ، پرتوى از قرآن ، ج 1 ، ص 115 و 121 [ . در كنز الدقائق ، سه قول وجود دارد : 1 - عموم ملائكه مقصود هستند ؛ 2 - ملائكه‌اى كه با ابليس بودند . 3 - ملائكه زمين « وهذا هو الأولى و المخصِّص قولُه : فِى الأرضِ » ] قمى مشهدى ، تفسير كنز الدقائق ، ج 1 ، ص 321 [ . محيى الدين عربى چنين نظر دارد : « قد يكونُ الخطابُ عامّاً لهم و لغيرهم من المخلوقين فى ذلك الوقت ، و خَصّوا الملائكَةَ بالذّكر اعتناءً بهم و تهمّماً و تشريفاً ، فيدخل إبليس فى التعريف » ] ابن عربى ، إيجاز البيان فى ترجمةِ القرآن ، ج 1 ، ص 95 [ .