تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
هر كسى مىداند مسأله‌اى كه اين‌قدر بىپايه و سست باشد هيچ گاه نمىتواند در مدت نسبتاً زيادى خود را حفظ كند ، تا چه رسد به اينكه در طول تاريخ بشريت با همه موفقيت‌هاى علمى و رشد فكرى هم‌چنان در قوت و اعتبار خود باقى باشد . راستى مىشود باور كرد بشرى كه نيروى اتم را در دل اجسام كشف كرده و به وسيله سفينه فضايى و موشك به فكر تسخير كرات برآمده است هنوز مقهور فكر و منطقى باشد كه پايه‌اش به جهل و خيال و واهمه آن هم جهل و خيالى كه با نازل‌ترين مراتب شعور بستگى دارد ، استوار باشد ؟ ! گروه ديگر از متفكرين كه « اسپنسر » هم از جمله آنها است مىگويند : « انسان‌هايى كه در دوران بسيار قديم زندگى مىكردند و پدران و اجدادشان را پس از مرگ در خواب مىديدند ؛ براى آنها يك نوع حيات معنوى و روحانى قائل بودند و خوشبختى و بدبختى خود را بسته به خوشنودى و قهر آنان مىدانستند و مىكوشيدند آنان را از خود راضى نگه دارند ، لذا قديمىترين عبادت و پرستش در بين بشر ، پرستش مردگان بوده است چنان كه در آثار مصرىها و چينىهاى قديم به خوبى ديده مىشود ، و همين حس حرمت و تقديس مردگان منشأ پيدايش دين شده است » . خوانندگان مىدانند كه اين عقيده هم در بىپايگى و سستى دست كمى از اولى ندارد . مگر بشر اوليه غير از پدران و اجداد خود