پيدايش دين « 1 »
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ « 2 »
در مقاله گذشته درباره ماهيت دين به حد كافى بحث گرديد ، اكنون مىتوانيم پيدايش دين را مورد بررسى قرار دهيم .
اگر بخواهيم از مهمترين مسائل حياتى و بزرگترين ارزشهاى اجتماعى نام ببريم ، مسلم همان دين خواهد بود . دين هميشه در زندگى انسانها از نيرومندترين عوامل سعادت به شمار مىرفته و ريشههاى عميق آن در زندگى بشر از قديمىترين دوران تاريخ به چشم مىخورد . ميدان سلطه و نفوذ آن به يك ملت معين و طبقه خاصى اختصاص نداشته و ندارد ؛ همانطورى كه بر دل كارگر و رنجبر حكومت مىكند ، مغز و افكار كارفرما و ارباب را هم تسخير مىنمايد .
چنان كه طبقه بىسواد و جاهل از آشفتگى درونى و پريشانىخاطر به قلعه محكم دين ، پناه مىبرند و تنها روزنه اميد و مايه تسكين دل آنها دين است ، دانشمندان و فلاسفه هم پس از همه كاوشهاى علمى و بحثها و تحقيقها براى رفع تشنگى روح ، دست به دامن دين زده و از اين سرچشمه سيراب مىگردند .
هامش
( 1 ) . اين مقاله در شماره سوم مجله مكتب اسلام كه در 0 بهمن 1337 ، مصادف با 1 شعبان 1378 منتشر شده ، به چاپ رسيده است .
( 2 ) . سوره روم ، آيه 30 .