ناچار دنبال پناهى مىگشته است كه بوسيله پرستش ، دل او را نرم كند ، و با كمك او به مشكلات فائق آيد .
اين دوره ، دوره خدايان متعدد بوده است ، ولى هرچه علم پيشرفت كرده و قوانين مجهول شناخته شده است مرتب از تعداد خدايان كاسته گشته و در اين تحولات نقش مؤثر توليد و ابزار توليد را نبايد ناديده گرفت .
و گاهى دين را يك نوع تخدير روحى مىدانند و مىگويند دين نتيجه دوران بردگى و شكست انقلابهاى دسته جمعى آنهاست ؛ و در جاى ديگر دين را ساخته دست سرمايهدارها به منظور منكوب ساختن زيردستان مىشمارند .
گذشته از اين كه با تمام اين سفسطهها پيروان اين مكتب نتوانستهاند حق را ناديده بگيرند و با اين حرفها دل خود را شاد كنند ، مجبور شدهاند اعتراف كنند كه مسئله پيدايش دين با اين گفتهها حل نمىشود .
« پ . رويان » مىگويد : « اصولا مذاهب به علت فاصله عميقى كه از علل مادى و وجودى خود گرفتهاند وضعيت پيچيده و بغرنج اتخاذ كردهاند » و ارانى هم صريحا گفته است كه مذهب يكى از تجليات مهم روحى است كه ظاهر شده است .
اگر از اينان بپرسند چه دليلى براى گفته خود داريد ، چه جواب خواهند داد ؟ و اگر سؤال شود بشر كه از ترس طوفان و باد و رعد و برق فرار مىكرد چرا براى خود يك منشأ ترس بزرگترى درست
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 204
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٢٠٤