6 . مشكل ديگرى كه در اين باره به نظر مىرسد ، امرى است كه مفسّرين در تفاسير قرآن پيش آوردهاند . شكى نيست در اين كه ، اكثر اشخاصى كه در تفسير قرآن مجيد قلم زدهاند به قصد انجام خدمت و انجام وظيفه دينى و الهى به اين عمل شريف و ارزنده اقدام كردهاند و هر كس به قدر بضاعت علمى خود تلاش و كوشش نموده است و حقاً هم خدمت بسيار ارزندهاى انجام داده و پيش خداوند انشاءالله مأجور هستند ، ولى مشرب و سليقه آنها بسيار با هم اختلاف دارد و همين امر سبب اختلاف برداشت از آيات شده است .
اين اختلاف از سويى موجب سردرگمى و تحير بيشتر گشته است ؛ گروهى از مفسرين راه تفسير مأثور را پيش گرفته ، بدان اهميت دادهاند و راههاى ديگر را نپسنديده ، بلكه گاهى تفسير به رأى دانستهاند ، مانند تفسير « الدر المنثور » سيوطى ، « نور الثقلين » حريزى و « البرهان » بحرانى .
دسته ديگر تلاش كردهاند كه علوم امروز بشر را از قرآن استفاده نمايند و هر جا كه توانستهاند يا گمان كردهاند كه آيهاى را مىتوان با يكى از اختراعات جديد تطبيق نمود ، تطبيق كردهاند ؛ مانند تفسير جواهر طنطاوى . و گروهى خواستهاند قرآن را به كمك مطالب فلسفى و عقلى تفسير و توجيه كنند ؛ گروهى مطالب ذوقى و عرفانى را داخل تفسير كرده و به نام تأويل و يا عنوان ديگر آن مطالب را به خدا و رسول نسبت دادهاند ؛ گروهى هم مسائل
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 123
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص١٢٣