سوم : مفسدهء مهمّى پيش نيايد .
و چنانچه تبليغ اسلام مستلزم دادن قرآن به دست كفّار باشد و اميد هدايت آنان وجود داشته باشد ، در صورتى كه در معرض نجس شدن و هتك و اهانت نباشد و واقعاً بخواهند از آن استفاده كنند ، مانعى ندارد .
« مسألهء 2803 » معاشرت سالم با كفّارى كه در حال جنگ با مسلمانان نيستند و ايجاد روابط فرهنگى ، سياسى ، تجارى و اقتصادى با آنها از طرف دولت اسلامى يا اشخاص ، تا زمانى كه خوف تقويت كفر و ترويج فساد و انحراف فكرى يا عملى و ايجاد سلطه از ناحيهء آنان بر مسلمانان و كشور اسلامى در بين نباشد ، اشكال ندارد ؛ ولى رابطه با كفّارى كه در حال جنگ با مسلمانان مىباشند ، مخصوصاً اگر موجب تقويت آنان شود ، جايز نيست .
« مسألهء 2804 » معاشرت و رابطه با غير مسلمانان نيز بايد مطابق با مقرّرات اسلام تنظيم گردد ، بنابر اين بايد از كارهايى همچون تخلّف از قراردادها ، پيمانها و وعدهها ، غَشّ در معامله ، كم فروشى ، خيانت در امانت ، اجحاف و نظاير آن خوددارى شود .
« مسألهء 2805 » در روايات اسلامى نسبت به « وفاى به عهد و قراردادها » سفارش اكيد شده است ؛ از جمله در نهج البلاغه آمده است كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام خطاب به مالك اشتر رحمه الله فرمودند : « . . و اگر با دشمنت پيمان نهادى و در ذمهء خود او را امان دادى ، به عهد خويش وفا كن و آنچه را بر ذمه دارى ادا و خود را چون سپرى برابر پيمانت بر پا ، چه مردم بر هيچ چيز از واجبهاى خدا چون بزرگ شمردن وفاى به عهد سخت همداستان نباشند با همه هواهاى گونهگون كه دارند و رأيهاى مخالف يكديگر كه در ميان آرند . » « 1 » بنابر اين كلّيّهء تعهدات و قراردادهاى منعقد شده بين اشخاص و حتّى بين دولتها يا ميان آنها و اشخاص بايد محترم شمرده شود و نقض يكطرفه آنها بدون مجوز شرعى و نيز اعمال مكر و خدعه جايز نيست . همچنين كلّيّهء تعهدات دولت اسلامى با دولتهاى كافر غير حربى كه در جهت مصلحت اسلام و مسلمانان منعقد شده باشد ، محترم خواهد بود ؛ ولى اگر قرارداد يا تعهدى بر اساس مكر و خدعه و
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، ترجمه دكتر شهيدى ، نامهء 53 ، ص 338 و 339 .