او بيان كند ، بلكه چنانچه هر مطلبى را دربارهء او نقل كند كه اگر در حضور او بيان مىكرد ناراحت مىشد ، غيبت محسوب مىشود .
« مسألهء 2790 » اگر انسان از مسلمانى غيبت كرده باشد ، بنابر احتياط واجب چنانچه ممكن باشد و مفسدهاى پيدا نشود ، بايد به هر وسيلهء ممكن از او حلاليت بخواهد و اگر ممكن نباشد يا گفتن به او موجب مفسده شود ، براى او از خداوند طلب آمرزش نمايد و در صورتى كه غيبت يا تهمتى نسبت به او انجام داده باشد كه سبب شكست و وهن او شده باشد ، بايد آن را جبران و بر طرف نمايد .
« مسألهء 2791 » در برخى موارد غيبت حرام نيست . در اين رابطه فقها موارد زير را از حرمت غيبت استثنا نمودهاند :
اوّل : غيبت از شخصى كه متظاهر به فِسْق باشد نسبت به همان فسقى كه به آن تظاهر مىكند .
دوم : غيبت كردن مظلومى كه در مقام استمداد و تظلّم است نسبت به كسى كه به او ظلم كرده و در خصوص ظلمى كه به او شده است .
سوم : موردى كه انسان براى دفع ظلم از خود ، در صدد به دست آوردن راهى مشروع باشد .
چهارم : آگاه نمودن مشورت كننده نسبت به عيوب شخص مورد مشورت .
پنجم : جايى كه انسان در صدد بازداشتن شخص مورد غيبت از گناه يا دفع ضرر از او و يا از بين بردن ريشهء فساد باشد .
ششم : بيان نقاط ضعف شهود نزد حاكم شرع .
هفتم : جايى كه عيبِ شخص ، صفت معروف و مشهور او شده باشد و بدون قصد عيبجويى به قصد معرفى آن را بيان كند .
هشتم : موردى كه انسان در صدد ابطال و ردّ مطلب باطلى باشد و بدون ذكر نام صاحب آن مطلب ، ردّ آن عملى نباشد .
نهم : جايى كه عيب شخص بين ناقل و شنونده معلوم و روشن باشد ، مگر اين كه
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 525
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٥٢٥