تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩

احكام عاريه

« مسألهء 2674 » « عاريه » عقدى است كه به موجب آن انسان مال خود را به ديگرى مىدهد تا از آن مجاناً استفاده كند . « مسألهء 2675 » لازم نيست در عاريه صيغه بخوانند و اگر مثلًا لباس را به قصد عاريه به كسى بدهد و او نيز به همين قصد بگيرد ، عاريه صحيح است . « مسألهء 2676 » عاريه دادن چيز غصبى و چيزى كه مال انسان است ، ولى منفعت آن را به ديگرى واگذار كرده - مثلًا آن را اجاره داده - در صورتى صحيح است كه مالك مال غصبى يا كسى كه آن را اجاره كرده بگويد : « به عاريه دادن راضى هستم » . « مسألهء 2677 » چيزى را كه منفعت آن مال انسان است ، مثلًا آن را اجاره كرده ، مىتواند عاريه بدهد ، ولى اگر در اجاره شرط كرده باشند كه خودش از آن استفاده كند ، نمىتواند آن را به ديگرى عاريه دهد . « مسألهء 2678 » اگر ديوانه و بچّه مال خود را عاريه بدهند ، صحيح نيست ؛ امّا چنانچه ولىّ بچّه مصلحت بداند كه مال او را عاريه دهد و بچّه آن مال را به دستور ولىّ به عاريه كننده برساند ، اشكال ندارد . « مسألهء 2679 » اگر در نگهدارى چيزى كه عاريه كرده كوتاهى نكند و در استفادهء از آن هم زياده روى ننمايد و اتّفاقاً آن چيز تلف شود ، ضامن نيست ؛ ولى چنانچه شرط كنند كه اگر تلف شود عاريه كننده ضامن باشد يا چيزى كه عاريه كرده طلا و نقره باشد ، بايد عوض آن را بدهد . « مسألهء 2680 » اگر طلا و نقره را عاريه نمايد و شرط كند كه اگر تلف شود ضامن