تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
براى گران شدن جنس آن را نگه مىدارند ، لازم نيست خُمس مقدارى را كه قيمت آن بالا رفته و سپس پايين آمده ، بدهد . « مسألهء 1874 » اگر غير از چيزى كه براى تجارت خريده ، مالى داشته باشد كه خُمس آن را داده يا خُمس نداشته باشد ، چنانچه قيمت آن بالا رود و آن را بفروشد ، مقدارى كه بر قيمت آن اضافه شده ، چنانچه در مخارج سال مصرف نشود خُمس دارد و چنانچه درختى كه خريده رشد كند و بزرگ شود و يا گوسفندى كه خريده چاق شود ، در صورتى كه مقصود او از نگهدارى آنها اين بوده كه از ترقّى عين آنها سود ببرد ، بايد خُمس آنچه را كه زياد شده بدهد . « مسألهء 1875 » سرمايه‌اى كه با آن تنها مؤونهء زندگى را به دست مىآورد ، نه بيش از آن را ، خمس ندارد و اگر بيش از مؤونه خود را از سرمايه به دست آورد ، بايد به نسبت مقدار زيادى ، خمس سرمايه را پرداخت كند . اين حكم در تمام مسايل ديگرى كه در مورد سرمايه گفته مىشود ، جارى است . « مسألهء 1876 » زمين‌هاى موات چنانچه براى تجارت يا بهره‌بردن از كشت و زرع آن آباد شود ، جزء سرمايه به حساب مىآيد ؛ ولى اگر براى تفريح و استراحت شخصى خود و زن و فرزندانش باشد و قصد تجارت و كسب نداشته باشد ، در صورتى كه عرفاً خارج از شأن او نباشد ، جزء سرمايه محسوب نمىشود بلكه مؤونه است . « مسألهء 1877 » اگر تاجر يا كاسب و يا كشاورز از درآمد سالانهء خود وسيلهء نقليه‌اى بخرد ، چنانچه آن را براى استفاده در كسب و كار خريده باشد ، حكم سرمايه را دارد ؛ و اگر براى استفاده خانوادگى و برآوردن نياز زندگى خريده باشد ، جزء مؤونه است و خُمس آن واجب نيست و چنانچه براى هر دو باشد ، به نسبتى كه براى كسب و كار از آن استفاده مىكند ، حكم سرمايه را دارد . « مسألهء 1878 » وسيلهء نقليه‌اى كه انسان براى مسافرت‌هاى شخصى خود و خانواده و يا رفتن به زيارت مىخرد ، اگر خارج از شأن متعارف او نباشد ، جزء مخارج همان سال به حساب مىآيد و خُمس ندارد ، هرچند براى سال‌هاى بعد باقى بماند .