بدهند و كسى كه شغل او كاسبى نيست ، اگر اتّفاقاً معاملهاى كند و منفعتى ببرد ، پس از گذشت يك سال از هنگامى كه فايده برده ، بايد خُمس مقدارى را كه از خرج سال او زياد آمده بدهد .
« مسألهء 1868 » هزينهاى كه براى دستيابى به سود صرف مىشود ، مانند كرايه حمل و نقل ، دلالى و مانند آن و حتى استهلاك ماشينآلات و ابزار كارى كه جزيى از سرمايه است ، از مجموع درآمد سال كم مىشود و خمس باقىمانده پرداخت مىگردد .
« مسألهء 1869 » اگر اجير شود كه عملى را طى چند سال انجام دهد و اجرت همه را يك مرتبه دريافت نمايد ، اجرت بر آن سالها تقسيم مىشود و آنچه در مقابل كار ، در هر سال است ، درآمد آن سال مىباشد ، مگر اين كه اجرت در مقابل كل كار پرداخت شده باشد و جزء جزء كار در نظر گرفته نشده باشد ، به نحوى كه اگر كار را نيمه تمام بگذارد مستحقّ هيچ مقدار از اجرت نخواهد بود كه در اين صورت تمام اجرت دريافتى ، درآمد همان سالى است كه در آن سال آن را دريافت كرده است .
« مسألهء 1870 » انسان مىتواند در بين سال هر وقت منفعتى به دست آورد ، خُمس آن را بدهد و جايز است دادن خُمس را تا آخر سال تأخير بيندازد و همچنين مىتواند براى هر منفعتى سال جداگانه قرار دهد و اگر براى دادن خُمس ، سال شمسى قرار دهد ، مانعى ندارد .
« مسألهء 1871 » اگر كسى كه مانند تاجر و كاسب بايد براى دادن خُمس سال قرار دهد منفعتى به دست آورد و در بين سال بميرد ، بايد مخارج تا هنگام مرگ او را از آن منفعت كسر كنند و خُمس باقى مانده را بدهند .
« مسألهء 1872 » اگر قيمت جنسى كه براى تجارت خريده بالا رود و آن را نفروشد و در بين سال قيمت آن پايين آيد ، خُمس مقدارى كه بالا رفته بر او واجب نيست .
« مسألهء 1873 » اگر قيمت جنسى كه براى تجارت خريده بالا رود و به اميد آن كه قيمت آن بالاتر رود ، تا بعد از تمام شدن سال آن را نفروشد و قيمت آن تنزل پيدا كند ، خمس مقدارى را كه بالا رفته ، بايد بدهد ؛ ولى اگر به اندازهاى نگه دارد كه تجار معمولًا
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 334
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٣٣٤