همراهى كند و متكفّل امور او شود و چنانچه از اين كه در آينده نيز توانايى رفتن به حج را پيدا كند ، مأيوس باشد ، نايب گرفتن شخص ديگر صحيح و موافق با احتياط استحبابى است ؛ ولى اگر بعداً بتواند به حج برود و شرايط ديگر استطاعت نيز باقى باشد ، خودش بايد حج به جا آورد .
[ 1883 ] سؤال 47 : شخص بالغى ديوانه شده و گاهى براى مدت بسيار كوتاهى حالش خوب مىشود ؛ ولى اكثر اوقات در حالت جنون به سر مىبرد . در صورتى كه پس از ديوانه شدن استطاعت مالى پيدا كند ، حكم شرعى دربارهاش چيست ؟
پاسخ : وظيفهاى بر عهدهء او يا وليّش نيست .
[ 1884 ] سؤال 48 : آيا كسى كه ايّام حج با زمان امتحانات او مصادف شده و اگر به حج برود ، نتيجهء يك سال زحمات او از بين مىرود ، مىتواند رفتن به حج را ترك كند ؟ در صورتى كه ترك حج براى او جايز باشد ، وظيفهء بعدى او چيست ؟
پاسخ : در فرض سؤال ، به جا آوردن حج براى او در آن سال واجب نيست ؛ ولى بايد استطاعت خود را حفظ كند و در سال بعد ، حج به جا آورد .
[ 1885 ] سؤال 49 : خدمهء حج كه عمرهء تمتّع را به جا آوردهاند و سپس به خاطر مأموريت ، از انجام حج منع شدهاند ، چه تكليفى دارند ؟
پاسخ : با عدم تمكّن از انجام حج ، وظيفهء ديگرى ندارند ؛ ولى احتياط مستحب اين است كه طواف نساء انجام دهند .
استقرار حج
[ 1886 ] سؤال 50 : شخصى مقدارى مال داشته كه براى انجام حج كافى بوده ؛ ولى او نمىدانسته و پس از اين كه مالش از بين رفته ، متوجه اين موضوع شده است . آيا بر اين شخص ، حج مستقر شده است يا خير ؟
پاسخ : در فرض مذكور ، چنانچه عدم علم او به استطاعت ، بر اثر تقصير و