قضاى آن را به جا آورد و اگر هنگامى كه بيشتر از مقدار لازم براى رفع عطش مىنوشد ، اعتقادش اين باشد كه اين كار جايز است و احتمال عدم جواز ندهد ، كفّاره لازم نيست .
[ 1243 ] سؤال 135 : آيا قضاى روزه بر كسى كه از روى تقيّه روزهاش را افطار كرده ، لازم است يا خير ؟
پاسخ : اگر كسى كه از او تقيّه مىكند ، از غير مخالفين باشد و يا اين كه تقيّه در ترك صوم باشد ، روزه باطل است و قضا واجب است و اما اگر تقيّه از مخالفين و در چيزى باشد كه به فتواى فقهاى آنها برمىگردد ( مثل افطار كردن قبل از زايل شدن سرخى طرف مشرق ) ، چنانچه نيّت او اين باشد كه باقى بر روزه باشد ، روزهاش صحيح است ، هر چند احتياط مستحب در قضا كردن است .
[ 1244 ] سؤال 136 : مردى كه گمان مىكند انزال ، سبب باطل شدن روزه است ، نه دخول و در هنگام روزه ، با همسرش مجامعت و دخولِ بدون انزال انجام مىدهد ، تكليف روزهاش چيست ؟
پاسخ : اگر جاهل مقصّر باشد ، بنا بر اقوى و اگر جاهل قاصر باشد ، بنا بر احتياط قضاى روزه بر او واجب است ؛ ولى كفّاره ندارد ، مگر اين كه جاهل مقصّر باشد و در هنگام عمل نيز ملتفت باشد ؛ يعنى احتمال ابطال روزه را بدهد كه در اين صورت بايد كفّاره نيز بدهد .
[ 1245 ] سؤال 137 : اگر در ماه مبارك رمضان كارى كه مكلّف احتمال مىدهد مبطل روزه باشد ، از او سر بزند ، ولى بعداً بفهمد كه آن كار روزه را باطل نمىكند ، روزهاش صحيح است يا باطل ؟ اگر گمان كند كارى روزه را باطل نمىكند و مرتكب آن شود و بعد بفهمد كه آن كار ، مبطل روزه بوده ، روزهاش چه حكمى دارد ؟
پاسخ : در صورت اول ، اگر با احتمال مفطر بودن مرتكب آن كار شده ، روزهاش باطل مىشود و قضا دارد ؛ ولى كفّاره ندارد و در صورت دوم نيز اگر
استفتائات (فارسى) — صفحة 318
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٣١٨