تغيير جنسيت بوده است . از اين رو ، آيتالله على مشكينى در اين باره چنين مىگويد :
عنوان تغيير جنسيت در مفهوم لغوى آن ، روشن و آشكار است و غرض از آن بيان حكم شرعى مردى است كه تغيير كرده و به زن تبديل شده است ، و نيز بيان حكم شرعى زنى كه به مرد تبديل شده است « 1 » .
تنها عدهء كمى از فقيهان دربارهء معناى فقهى تغيير جنسيت سخن گفتهاند كه در زير به چند مورد آن اشاره مىشود :
آيتالله محمد آصف محسنى در اين باره مىگويد :
تغيير جنسيت عبارت است از تبديل مرد به زن يا برعكس . در مورد اول ، يعنى تغيير جنسيت مرد به زن ، اين گونه است كه عضو تناسلى مرد برداشته مىشود و به جاى آن مهبل قرار داده مىشود و نيز پستانها بزرگ مىشود . و در مورد دوم ، يعنى تغيير جنسيت زن به مرد ، اين گونه است كه پستانها با عمل جراحى برداشته مىشود . نيز دستگاه تناسلى زنانه با عمل جراحى برداشته مىشود و به جاى آن آلت تناسلى مردانه قرار داده مىشود . همراه با عمل جراحى در هر كدام از موارد فوق ، روان درمانى و هورمون درمانى نيز صورت مىپذيرد « 2 » .
برخى از فقيهان از تغيير جنسيت به « تبديلجنسيت » ياد كردهاند ، آيتالله محمد صدر در اين باره مىگويد :
تبديل جنسيت گاهى از طريق عمل جراحى طبى جديد به وجود مىآيد ، به اينكه مرد به زن تبديل شود يا اينكه زن به مرد تبديل شود كه ما از آن به « تبديل جنس » ياد كرديم « 3 » .
هامش
( 1 ) . على مشكينى ، مصطلحات الفقه ، ص 153 : « العنوانُ بِمفهومِهِ اللغوى بَينٌ و الغرض بيان حكم انْ يُغَيّرَ الرجُل فَيجَعَل إمرأهً ، او تَغَيَّر المرأةُ فَتَجعَلَ رجلًا . . . . »
( 2 ) . محمد آصف محسنى ؛ الفقه و المسائل الطبيه ، ج 1 ، ص 111 : « تحويل الذَكر إلى انثى أو العكس ، وفى الأوّل يجرى استئصال العضو الذكرى وبناء مهبل و عملية خصاء و تكبير ثديين . وفى الحالة الثانية استئصال الثديين و بنا عضو ذكرى وإلغاء القناة التناسلية الانثوية بدرجات متفاوتة ، ويصحب كل ذلك علاج نفسى وهرمونى » .
( 3 ) . محمد صدر ؛ ماوراء الفقه ، ج 6 ، ص 133 : « تبديل الجنس قد يحصل بطرق الجراحة الطبية الحديثة امكان ان يتحول الرجل إلى إمراة [ و ] ان تتحول امرأة إلى رجل و هو الذى سميناه بتبديل الجنس فى العنوان » .