تغيير شئ ، يعنى تحويل و تبديل آن به يك شئ ديگر ، يا آنكه آن شئ را به غير آنچه هست تبديل نمايد .
مؤلف كتاب التعريفات در اين باره مىگويد :
التغييرُ هو احداثُ شئٍ لم يكُن قَبلُه ؛ « 1 »
تغيير عبارت است از ايجاد يك شئ ، به گونهاى كه قبل از آن چنين نبود .
و نيز در لغت فارسى چنين آمده است :
تغيير : از حالى به حالى برگردانيدن ، دگرگون كردن ، چيزى را به شكل و حالت ديگر در آوردن است . « 2 » در مورد « جنس » چنين گفته شده است :
الجنس جمعه اجناس ، ماهية تعمّ انواعاً متعددة كالحيوانية فى الانسان وفى الفرس . كلُّ ضَربٍ مِنَ الشئِ ، فَالابِلُ مثلًا جنس مِنَ البهائم ؛ « 3 »
جنس كه جمع آن اجناس است عبارت از ماهيتى است كه انواع متعددى را شامل مىشود . مثلًا حيوانيت به عنوان يك جنس ، شامل انسان و اسب مىشود . نيز جنس عبارت است از هر نوعى از يك شئ . پس شتر مثلًا جنسى از حيوانات است .
جنس در لغت فارسى نيز شبيه معناى آن در زبان عربى است :
جنس : آنچه كه شامل انواع متعدده باشد ، مثل جنس حيوان كه شامل انسان و ساير جانداران است . در اصطلاح منطق ، جنس آن است كه شامل انواع باشد و نوع شامل اصناف و صنف شامل افراد . به معنى كالا و متاع هم مىگويند . اجناس جمع . « 4 » « جنسى » (
sexual )
به معناى : تناسلى ، آلت تناسلى ، داراى جنس ، داراى خاصيت
هامش
( 1 ) . سيد شريف على بن محمد جرجانى ؛ كتاب التعريفات ، ص 28 .
( 2 ) . حسن عميد ؛ فرهنگ فارسى عميد ، ج 1 ، ص 539 .
( 3 ) . لوئيس معلوف ؛ پيشين ، ص 105 .
( 4 ) . حسن عميد ؛ پيشين ، ج 1 ، ص 706 .