چند به شوهر واجب است كه زن را به اندازه توان مالى خود بهرهمند سازد ، توانگر به قدر توان خود و نادار هم به قدر توان خود .
ثانياً ، حتى اگر بپذيريم كه حقيقت نكاح عبارت از معاوضه است ، ولى اين ادّعا را نمىپذيريم كه باطل شدن نكاح به سبب تغيير جنسيت ، به معناى فسخ آن است ؛ زيرا فسخ نكاح ، در صورتى قابل پذيرش است كه از قبيل فسخ به سبب خيار باشد ، ولى در اين جا چنين نيست ، بلكه انحلال نكاح ، بر اثر عدم امكان بقاى اعتبار زوجيت است ؛ زيرا در اين مثال [ تغيير جنسيت ] آن دو به دو مرد و يا دو زن تبديل شدهاند و دليلى وجود ندارد بر اينكه عقد و قرار داد پيشين ، از هنگام تغيير جنسيت فسخ شود ، بلكه در نهايت اين نتيجه به دست مىآيد كه باقى ماندن اعتبار نكاح امكانپذير نيست . « 1 » به عبارت ديگر ، ماهيت فسخ نكاح با انحلال آن به سبب فقدان موضوع متفاوت است و استرداد عوضين از آثار فسخ نكاح است نه مطلق انحلال ولو به علت فقدان موضوع .
گفتار دوم : وجوب پرداخت مهريه مطلقا
احتمال دوم كه عدهاى از فقيهان شيعه بدان معتقد شدهاند آن است كه در صورت تغيير جنسيت و بطلان ازدواج سابق ، زوج به پرداخت تمام مهريه موظف است ، چه تغيير جنسيت قبل از مباشرت باشد و چه بعد از آن . امام خمينى در اين باره مىگويد :
لو تزوج امرأه فتغير جنسها فصارت رجلًا ، بطل التزويج من حين التغيير و عليه المهر لودخل بها قبل التغيير ، فهل عليه نصفه مع عدم الدخول أو تمامه ؟ فيه إشكال ، و الأشبه التمام ، و كذا لو تزوجت إمرأة برجل فغير جنسه بطل التزويج من حين التغيير ، و عليه المهر مع الدخول ، و كذا مع عدمه على الأقوى ؛ « 2 » اگر زنى ازدواج كند و پس از ازدواج تغيير جنسيت دهد و تبديل به مرد شود ، ازدواج از هنگام تغيير باطل مىشود و شوهر در صورت آميزش قبل از تغيير
هامش
( 1 ) . ر . ك : محمد مؤمن قمى ، همان ، ص 111 - 112 ؛ سيد محسن خرازى تغيير الجنس ، همان ، ش 23 ، ص 253 .
( 2 ) . امام خمينى ، تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 559 ، مسأله 3 .