به خوبى او را تربيت كند و پيوسته كودك را در وضعيتى شايسته قرار دهد » . « 1 » بديهى است تربيت شايسته و قرار دادن كودك در موقعيت و وضعيّت شايسته ، با تنبيه بدنى كودكان در سنينى كه فاقد درك و شعور هستند ، سازگارى ندارد . علاوه آنكه عرف زمان نيز در درست كردن عادت براى تنبيه بدنى مؤثر است ؛ به اين صورت كه عرف بيان مىكند در يك زمانى زدن كودك و تنبيه بدنى او افتخار است ، اما در زمان ديگر همين كار قبيح و ناپسند است . بنابراين ، اگر عرف زمان - همانطور كه در عصر ما چنين است - زدن را منافى مصالح عاليه كودك و بر خلاف وضعيّت شايسته بداند ، در اين صورت ، چنين عملى جايز نخواهد بود .
گفتار دوّم : جواز تنبيه و مجازات بدنى كودكان
نظريه عدم جواز تنبيه بدنى كودكان و اينكه براى هر عملى مجازات طبيعى و قهرى وجود دارد - كه در گفتار پيشين بيان شد - ، هرچند در برخى از مواردِ جزيى و عارى از خطر ، و به عنوان يك وسيلهى تربيتى موقّت پذيرفتنى است ، ولى نمىتوانيم آن را به صورت يك ضابطهى تربيتى بپذيريم ، و به تمام موارد و همهى اوقات و فرصتها تعميم دهيم ؛ زيرا ، براى هيچ پدر و مادر يا مربّىاى ممكن نيست دست روى دست بگذارد و فرزند و يا شاگرد خود را كنار آتش ، يا لب پرتگاه ، يا رودخانهى عميقى ببيند ، و يا مشاهده كند آب متعفّن و آلودهاى بياشامد ، و يا غذاى فاسد و نامناسبى بخورد ، و بىتفاوت بماند تا كودك ، خود به خود ، با عكس العملهاى طبيعى ، تنبيه و مجازات گردد .
علاوه بر اين ، براى هر رفتارِ نامطلوب و نكوهيدهاى مجازات طبيعى و عكسالعمل فيزيكى و تنبيه قهرى وجود ندارد كه كودك به خاطر آنها از اينگونه رفتارها بگذرد ؛ و يا از اساس ، دربارهى اين گونه اعمال ، تجربهاى به دست نياورده است ؛ لذا ، قادر به درك چنين تنبيه و مجازاتى نيست . كودكى كه كتاب ، دفتر و يا
هامش
( 1 ) . محمّد بن حسن حرّ عاملى ، وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 123 ، باب 22 از ابواب احكام الاولاد ، ح 4 : « فى وصية النبى ( ص ) لعلى ( ع ) قال : يا على ، حقّ الولد على والده أن يحسن اسمه وأدبه ، ويضعه موضعاً صالحاً . . . » .