موارد مختلفى گفتند . ولى اگر تغيير در مصداق يك مفهومى بود اينجا بايد به مصداق جديد عمل كنيم ، يعنى مصداق جديد هم موضوع حكم شرعى است ، كما اينكه در مورد تغيير شهرها و مدن ، فقها قائلند به اينكه با تغيير مصداق ، حكم شرعى هم بر مصداق جديد بار مىشود . مثلًا مكهى فعلى موضوع حكم شرعى است چون در مفهوم مكه كه تغييرى حاصل نشده است . با عنايت به اين مقدمه عرض مىكنيم كه در تشخيص مفهوم ام به نظر مىرسد كه ما بايد نظريهاى را انتخاب كنيم كه صاحب رحم را مادر بشناسند ، البته نه به آن استدلالى كه مرحوم آيت الله خوئى از آيه شريفه « ان امهاتكم الا اللائى ولدنهم » استفاده كردند ، به نظر مىرسد كه آن حصر در آنجا اضافى است و نفى مادرى از زنان زهار شده است ، از مقام بيان ملاك امومت شرعيه نيست ولى ما از نظر لغوى وارد مىشويم و عرض مىكنيم با توجه به اشعار آن زمان پى مى بريم كه اينها تصورى از تخمك نداشتند و تخمك يك امر مستحدث است . آنچه را كه بشر زمان صدور روايات و نزول روايات از آن مىفهميد ، كسى بود كه طفل را به دنيا مىآورد ، حتى اين تصور در اشعار زمان جاريه هم هست ، در بعضى از اشعار هست كه المرأه وعاء ، پس تخمك را نمىشناختند بنابراين ملاك اطلاق لفظ ام فقط به ملاك تولد و زايمان بود و خطاب شرعى هم منزل به همين مفهومى است كه عرف آن زمان مىفهميد .
بنابراين تطور دانش و ترديد در اينكه حالا اطلاق آن به
نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 73
مساهمون: مركز فقه الأئمة الأطهار ( ع )
ص٧٣